اینکه میانگین مطالعه در ایران بسیار پایین است موضوع تازه ای نیست و هرساله این موضوع تکرار می شود اما این فرهنگ روز به روز تقویت می شود و راهکاری بنیادین برای آن در نظر گرفته نشده است.
بسیاری موارد را دولت باید اصلاح کند مانند تقویت نظام آموزشی و اصلاح بنیادین آن، آزادسازی دانشگاه ها از سلطه دولت، جریان آزاد اطلاعات، کمک به نشر کتاب و امثال آنها اما برخی موارد نیز در فرهنگ ایرانیان رسوخ پیدا کرده است برای مثال می توان به قصه های پیش از خواب اشاره کرد. در فرهنگ ایرانی قصه می گوییم تا بچه را بخوابانیم در حالی که هدف قصه بیداری است نه خوابیدن!
نویسنده ای که زحمات شبانه روزی خود را برای نوشتن یک کتاب برخود تحمیل می کند هدفی بسیار بالاتر از خواندن صرف دارد. در پس هر جمله کتاب اهداف ارزشمندی نهفته است که حاصل علم و تجربه یک انسان است و گاه تاریخ انسانیت است. و کتابهای کودکان عصاره این فرهنگ و تاریخ است که به زبانی ساده درپی روشن کردن ذهن کودکان و آماده ساختن آن ها جهت یدگیری بیشتر است. اما این هنر امروزه درگیر غفلت ما ایرانیان است. استفاده از قصه برای خواباندن خود جنایتی است علیه فرهنگ ادبیات و کتابخوانی در ایران که کسی در پی اصلاح آن نیست. امروزه حتی لالایی ها نیز به واژه هایی موهوم و به ظاهر آهنگین ختم می شود و اثری از خلاقیت و اموزش در آنها به چشم نمی خورد.
شاید اکنون بیشتر درک می کنیم که چرا در دانشگاه هنگام مطالعه کتابهایمان خواب را نیز در کتابخانه به همراه می بریم! این عادتی است که از کودکی در نهاد ما گذاشته شده است که جز با ترک آن نمی توان از مطالعه لذت برد و واژه واژه های آن را درک کرد.
اعطای بسیاری از جایزه های نوبل ۲۰۰۹ به آمریکا به نوبل صلح مختوم نشد و بیست و چهارمین جایزه نوبل اقتصاد نیز ازان آمریکایی ها شد تا کلکسیون این کشور رنگین تر شود.
اعطای نوبل های شیمی، پزشکی، صلح و اقتصاد به آمریکا را می توان نشان از سرمایه گذاری این کشور در علوم گوناگون، وجود امنیت و امکانات برای محققان دانست و کشورهای درگیر در سیاست های خرد همچنان در بیرون گود با حسرت به آن می نگرند.
خبر اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما بی تردید غافلگیر کننده ترین خبر بود. شاید اگر قرار بود ۵۰ کاندیدا را اعلام می کردند در خوشبینانه ترین حالت اوباما را پنجاهمین کاندیدا می دانستم. اوباما و نوع گفتمان وی و تحولی که در گفتگو ایجاد کرده است هم قابل تقدیر است و هم قابل ستایش اما رسم بر آن بوده که این جایزه به افرادی برسد که تلاش های آنان مستمر بوده و در گذشته خدمات شایانی به پیشبرد ان داشته اند که اوباما این شرایط را نداشت و افرادی بسیار شایسته تر وجود داشتند. اما نکته مثبت در این انتخاب آن است که اعطای این جایزه به فردی که قدرتمندترین دستگاه دیپلماسی جهان را اداره می کند و خود فردی صلح دوست و گفتگو طلب است نشان دهنده گرایش اعطاکنندگان به آینده صلح در جهان است تا به گذشته فعالیت ها! اعطای این جایزه اولا سطح توقعات از اوباما را افزایش داده و در ثانی گام های صلح طلبانه اوباما را تقویت خواهد کرد.
به هر حال آنچه مهم است صلح است و امیدوارم این عمل به ظاهر برنامه ریزی شده برای صلح برای جهان مفید واقع گردد.
شهری بود كه در آن همه چیز ممنوع بود. و چون تنها چیزی كه ممنوع نبود بازی الك دولك بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با بازی الك دولك میگذراندند. و چون قوانین ممنوعیت نه یكباره بلكه به تدریج و همیشه با دلایل كافی وضع شده بودند، كسی دلیلی برای گله و شكایت نداشت و اهالی مشكلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند. سالها گذشت. یك روز بزرگان شهر دیدند كه ضرورتی وجود ندارد كه همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه كوچه و بازار كردند تا به مردم اطلاع بدهند كه میتوانند هر كاری دلشان میخواهد بكنند.جارچیها برای رساندن این خبر به مردم، به مراكز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند:"آهای مردم!آهای...!بدانید و آگاه باشید كه از حالا به بعد هیچ كاری ممنوع نیست."مردم كه دور جارچیها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراكنده شدند و بازی الك دولكشان را از سر گرفتند.جارچیها دوباره اعلام كردند:"میفهمید؟شما حالا آزاد هستید كه هر كاری دلتان میخواهد ، بكنید."اهالی جواب دادند:"خب!ما داریم الك دولك بازی میكنیم."جارچیها كارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند كه آنها قبلا انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند. ولی اهالی گوش نكردند و همچنان به بازی الك دولكشان ادامه دادند؛بدون لحظهای درنگ.جارچیها كه دیدند تلاششان بینتیجه است، رفتند كه به امرا اطلاع دهند.امرا گفتند:"كاری ندارد!الك دولك را ممنوع میكنیم."آن وقت بود كه مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را كشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الك دولك را از سر گرفتند
بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران، در کمتر از 30 دقیقه ۵۰٪ سهام مخابرات ایران در ازای " 8میلیارد دلار" به نهاد "خصوصی" سپاه واگذار گردید تا "خصوصی سازی" در ایران با تمام قوا به پیش رود و مردم که صاحبان اصلی ثروت های ملی هستند خود کنترل دارایی خویش را بر عهده گیرند. از آنجا که از بنیادین ترین اهداف خصوصی سازی ایجاد رقابت و در نتیجه رشد کیفیت خدمات است از این پس مخابرات و ایرانسل به عنوان دو رقیب عمل خواهند کرد. البته سپاه با کنترل خود بر هردو نهاد مراقب خواهد بود که رقابت سازنده باشد و با ایجاد وحدت، از بروز رقابت های ناسالم جلوگیری نماید.
سیام شهریورماه سال 1377، یادآور روزی پرافتخار برای مردمان ایران زمین و نظام جمهوری اسلامی ایران است، روزی که رئیسجمهور محبوب ایران باسخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نگاهها به ایران را تغییر داد و همین سخنرانی موجب شد تا سال 2001میلادی به عنوان سال گفتگوی تمدنها نامگذاری شود.
به همین بهانه لینک متن کامل سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را در ادامه مطلب می آید تا بار دیگر آن را بخوانیم و به آن افتخار کنیم.
حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم خیر