تبليغاتX
اندیشه

دیروز خبری در کشور طنین انداز شد که: "یك جانباز در اعتراض به عدم امكان ملاقات با نماینده حوزه انتخابیه‌اش،دقایقی پیش در مقابل مجلس خود را با بنزین به آتش كشید." و در پی آن موج تکذیب جایگزین آن شد و در نهایت پس از کش و قوس های فراوان رئیس مجلس در نطقی تاریخی آن فرد را معتاد خواند!

ظاهراً مشکل خودسوزی نبوده است بلکه جانباز بودن آن فرد دارای اهمیت بوده است. بهتر است آقای لاریجانی بدانند که یک معتاد نیز انسان است و خودسوزی او دارای اهمیت بسیار بالایی است. نه تنها خودسوزی بلکه اعتیاد او نیز به مجلس ارتباط دارد. بهتر است بجای تحقیر فرد و کوچک کردن اهمیت این واقعه هولناک مجلس به این فکر بیفتد که چرا یک نفر باید خود سوزی کند؟ چرا موج اعتیاد جامعه را فرا گرفته است؟ و هزاران چراهایی که مجلس به آن ها اهمیت نمی دهد.

آیینه چون نقش تو بنمود راست

خود شکن آیینه شکستن خطاست

این فرد اگر هم معتاد باشد نماینده قسمتی بزرگ از جامعه امروز ایران است اگر این را بپذیرید که ایران عزیز ما در رشد اعتیاد رتبه های نخست جهان را دارد. پس مشکل را بیابید و حل کنید.

جناب آقای لاریجانی زمان آن که صورت مسئله را پاک کنیم مدت هاست که به پایان رسیده این معضل یک نمونه از این دست مشکلات در جامعه است بجای توجیه به درمان بپردازید.

+ نوشته شده در Mon 16 Feb 2009ساعت 9:14 توسط برنا امیرزاده |

والنتاین، سپندرمذگان، روز عشاق و هر نام دیگر زمانی دارای ارزش است که تنها نمادی باشد برای زیستن با فرهنگ عاشق بودن. جوهره هر انسانی عشق است؛ عشق به اعتقادات، هم نوعان و طبیعت.

 14 فوریه یا 29 اسفند؟ مسئله این نیست. مسئله این است که در فرهنگ ایرانیان قرن 21 عشق رویا و شاید تابویی بیش نیست. برخی در آرزوی آزادانه عشق ورزیدن و برخی در هراس از این ارزش جهانی. تا زمانی که در فرهنگی عشق جایگاهی ندارد و پنهان کردنش بر ابراز آن ارجحیت می یابد، صلح و دوستی و گفتگو کم رنگ می شود.

آری عشق، نماد دوست داشتن، محبت و صلح و آرامش است. عشقی که قلب ها را به یک دیگر و انسان را به زیست گاه خود نزدیک می کند تا بتواند در سایه همراهی، همکاری و هماهنگی ها  زیبا زیستن را هر روز تجربه کنیم.

عاشق و پاینده باشید

+ نوشته شده در Fri 13 Feb 2009ساعت 18:42 توسط برنا امیرزاده |

اخیرا یک پسر ۷ ساله ایرانی پس از مشاهده صحنه دار زدن در یک فیلم سینمائی، اقدام به حلق آویز نمودن خود نموده. به نظر می رسد این پسر خردسال، جوانترین قربانی خود کشی در گزارشهای ثبت شده خودکشی است. کارشناسان در معرض دید قرار گرفتن در مقابل رفتار انتحاری و یا صحنه خودکشی، حتی اگر خیالی و ساختگی باشد را عامل مهمی میدانند که باعث میشود تا کودکان با تقلید طوطی وار از این عمل، ناخودآگاه بکام مرگ فرو بروند.

مادر این پسر ۷ ساله وی را در اتاقش در حالت نیمه اغماء بروی زمین در حالیکه ملافه ای پاره دور گردنش پیچیده شده بود یافته است. از قرار معلوم این پسر این عمل را در فیلمی که آنروز عصر در فیلمی که طی آن ۴ سرباز پیش از آنکه نجات داده شوند، بدار آویخته میشوند، یاد گرفته است. گزارش می گوید که این پسر پس از آنکه بسرعت به بیمارستان انتقال پیدا کرد ، بطرز معجزه آسائی از مرگ نجات یافت.

سوابق بهداشتی این پسر فاقد هیچگونه نشان دال بر افسردگی یا مشکلات رفتاریست. سابقه خودکشی نیز در خانواده این پسر وجود ندارد. با اینحال پزشک معالج وی می گوید که این پسر از کمبود توجه رنج میبرده است.

در حالیکه روانشناسان و جامعه شناسان بر آثار مخرب صحنه های خشونتبار در تلویزیون تاکید دارند، قوه قضاییه مدتهاست که در جهت عبرت گرفتن شهروندان اقدام به برگزاری مراسم اعدام در ملا عام می نماید. در حالیکه مجامع بین المللی بارها به ایران جهت برگزاری این مراسم در دید عموم اعتراض کرده و کارشناسان داخلی نیز بارها نتایج بدست آمده از این طرح را به چالش گرفته اند ، کماکان روند اجرای اعدام در ملا عام در ایران رو به افزایش است.

با مروری سریع بر عکسها و فیلمهای این مراسم ، که عموما در مکانهای پر تردد برگزار میشود ، متوان خیل عظیمی از مردم کنجکاو را دید که بعضا با کودکانشان به تماشای این مراسم آمده اند. حال که قوه قضاییه بر ادامه اجرای این طرح علیرغم بی تاثیر بودن آن بر آمار جرم و جنایت اصرار دارد، جا دارد که حد اقل در مورد شرکت کودکان در این مراسم هشدار داده و حد اقل در این زمینه به اطلاعرسانی یپردازد و یا از اجرای این مراسم در نزدیکی مدارس خود دارای کند. آیا شما تا بحال شاهد مراسم اجرای اعدام در ملا عام بوده اید؟ نظر شما در مورد آثار روانی اجرای این مراسم در دید عموم چیست؟

متاسفانه ما به جای اینکه به انسان ها بیاموزیم که یک انسان حق سلب حیات انسان دیگری را ندارد با این استدلال که شهروندان عبرت می گیرند،به آموزش کشتن انسان ها روی می آوریم و این در حالی است که مجازات اعدام در اکثر کشورهای دنیا مجازاتی بی فایده و حتی مضر شناخته شده است.
اما تلخ تر از اعدام انسان ها توسط یک دیگر تجمع انسان هایی است که برای اعدام یک انسان به محل اعدام می روند و بچه های خود را نیز به نگاه کردن آن تشویق می کنند دریغ از اینکه این کودک در آینده یا قربانی است یا دیگری را قربانی می کند.

منبع خبر:
http://www.casesjournal.com/content/2/1/43

+ نوشته شده در Wed 11 Feb 2009ساعت 8:21 توسط برنا امیرزاده |

Yes, we can too

+ نوشته شده در Wed 21 Jan 2009ساعت 23:33 توسط برنا امیرزاده |