تا مدت ها دغدغه ذهنی من این بود که چگونه می توان صلح را برقرار کرد. چرا انسان ها نمی توانند بجای خشونت به صلح روی آورند و چرا در درک دیگران به عنوان انسان هایی متفاوت نا توانیم و هزاران چراهای دیگر اما امروز به این نتیجه رسیدم که بهترین راه برای گسترش صلح، خود صلح است ! صلح را نمی توان در قانون ، قاعده و یا در قالب دستور گنجاند. صلح را باید درک کرد و با تمام وجود احساس کرد. صلح را تنها می توان در فرهنگ یافت اما آن هم نه فرهنگ متداول بلکه در بنیان های یک فرهنگ باید به دنبال صلح بود آنجایی که ندای صلح از دهان خارج نمی شود بلکه از قلب انسان خارج می شود. صلح در قالب هنر زیباترین نوع کمک به ترویج صلح است آنجا که سخن قدرت تأثیر ندارد هنر اقتدار خود را به سرسخت ترین دشمنان صلح نشان می دهد و من امروز با گرامیداشت یکی از مدافعان هنرمند صلح، 21 سپتامبر روز جهانی صلح را گرامی می دارم.
حدود 40 سال پیش جان لنون، خواننده وآهنگساز بریتانیایی و از پایهگذاران گروه موسیقی بیتلها، در پاسخ به این پرسش که اگر ناگهان بمیری، دوست داری از تو چگونه یاد شود، گفت: «به عنوان یک صلحدوست بزرگ». لنون گفت: «دست یابی به صلح، هدف بزرگ ماست.» اما شیوههایی که او برای دستیابی به صلح پیشنهاد می کرد، با مبارزه سنتی برای صلح بسیار متفاوت بود.
کمتر کسی است که ترانه imagine لنون را نشنیده باشد و از شنیدن آن لذت نبرده باشد ، ترانه imagine ، تنها ترانه صلحطلبانه جان لنون نیست ، از دیگر ترانههای مشهور وی در این زمینه می توان بهAttica State ، Bring On The Lucie(Freda Peeple) ، Give Peace A Chance Happy Christmas(War is Over) ، I Don't Want To Be A Soldier، Mind Games، SundayBloody Sunday اشاره کرد.
وی با هنرمندی تمام صلحی را که با تمام وجودش حس کرده بود در قالب ترانه هایی پر محتوی و با حسی وصف ناپذیر برای بشریت به یادگار گذاشت و خود با خشونت تمام به قتل رسید اما ترانه های صلح او جاودانه ماند.
در دهههای اخیر آهنگسازان و خوانندگان به دفعات از هنر خود برای مبارزات صلحطلبانه استفاده کردهاند ، جان لنون شاید مظهر اینگونه حرکات شناخته شود ، ولی وی تنها "رویاپرداز" صلح نبوده است و هنرمندان دیگری هم در این کار به وی پیوستهاند که می توان با مراجعه به سایت های زیر صلح را در هنر دید و به قدرت آن پی برد.
ترانه های صلح
و برای آشنایی بیشتر با روز صلح می توانید به وب سایت زیر مراجعه نمایید.
روز جهانی صلح
در وبلاگ یکی از دوستان هم مطالب جالبی در مورد صلح هست که پیشنهاد میشه به این وبلاگ هم مراجعه کنید.
بگذارید هر کسی به آیین خویش باشد
زنان را گرامی بدارید
فرو دستان را دریابید
و هر کسی به تکلم قبیله ی خود سخن بگوید
آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید.
گسستن زنجیرها آرزوی من است
رهایی بردگان و عزت بزرگان آرزوی من است
شکوه شب و حرمت خورشید را گرامی می دارم
پس تا هست
شب هایتان به شادی و
روزهایتان رازدار رهایی باد
این فرمان من است
این واژه، این وصیت من است
او که آدمی را از ماوای خویش براند
خود نیز از خواب خوش رانده خواهد شد.
تا هست
هوادار دانایی و تندرستی باشید
من چنین پنداشته
چنین گفته
چنین خواسته ام.
.......
بخشی از منشور پارسوماش به جا مانده از کوروش هخامنش
برگرفته از کتاب"منم کوروش، شهریار روشنایی ها "
باز سرایی شده ی "سید علی صالحی"
نشر ابتکار نو
و با سپاس از خانم مژگان عطار که این مطلب را برای من ارسال کردند.
یکی از کارشناسان کلیدی در مبارزه با آثار نامطلوب تغییر آب و هوا می گوید که مردم باید کمتر گوشت بخورند تا به مقابله با گرمایش زمین کمک کنند.
دکتر راجندرا پاچوری، رئیس گروه پژوهش سازمان ملل در مورد تغییر آب و هوا (IPCC)، این تقاضا را فردا (8 سپتامبر)، در یک سخنرانی در لندن اعلام خواهد کرد.
بنا به آمار سازمان ملل متحد تولید گوشت بیش از وسایل حمل و نقل، گازهای گلخانه ای وارد اتمسفر کره زمین می کند.
اما یکی از سخنگویان اتحادیه ملی کشاورزان و دامداران بریتانیا می گوید که تصاعد گاز متان از دامداری ها رو به کاهش بوده است.
دکتر پاچوری، که خود یک گیاهخوار است، برای یک دوره شش ساله دیگر رئیس آی پی سی سی شده است. این گروه، که در سال 2007 به طور مشترک با ال گور (معاون سابق ریاست جمهوری آمریکا)، برنده جایزه صلح نوبل شد، اطلاعات مربوط به گرمایش زمین را برای دولت های جهان ارزیابی می کند.
او به بی بی سی گفت که بنا به تخمین "فائو"، سازمان خوار و بار و کشاورزی ملل متحد، گازهای گلخانه ای که مستقیما از تولید گوشت به اتمسفر متصاعد می شود حدود هجده درصد کل گازهای گلخانه ای جهان است.
دکتر پاچوری گفت: "به همین دلیل من می خواهم مردم بدانند که یکی از راه های مبارزه با گرمایش زمین تغییر رژیم غذایی آنهاست."
جو متقاعد کردن
رقم هجده درصدی که فاو اعلام کرده شامل گازهای گلخانه ای است که در کل فرآیند تولید گوشت تولید می شود - از قطع درختان جنگلی برای چرای دام گرفته تا گازهایی که از خود گاوها و گوسفندها خارج می شود.
میزان سه گاز آلاینده اصلی که تولید می شود - دی اکسید کربن، متان و اکسید نیتروژن - تقریبا یکی است.
اما بنا به گفته آی پی سی سی، سهم وسایل حمل و نقل از گازهای گلخانه ای تولید شده توسط بشر فقط سیزده درصد است.
جویس دسیلوا، یکی از شرکت کنندگان در گردهمایی روز دوشنبه (Compassion in World Farming)، می گوید: "نظرسنجی ها نشان می دهد که مردم در ارتباط با میزان گاز گلخانه ای که تولید می کنند نگران هستند و به همین دلیل بسیاری از آنها استفاده از خودرو را کاهش داده اند؛ اما آنها شاید متوجه نباشند که تغییر رژیم غذایی آنها شاید حتی خیلی موثرتر باشد."
او گفت: "شاید متقاعد کردن مردم به کاهش مصرف گوشت به خاطر گرمایش زمین، دلیلی متقاعد کننده تر از سایر دلایل مطرح شده، باشد."
مزایای جنبی
راه های مختلفی برای کاهش گازهای گلخانه ای که از دامداری ها ناشی می شود، وجود دارد.
این راه ها می تواند علمی باشد، مانند استفاده از علم ژنیتک برای خلق گاوهایی که کمتر گاز متان تولید می کنند. از جمله راه های دیگر ترغیب مردم به مصرف گوشت های تولید شده در محل زندگی آنهاست تا از میزان حمل و نقل گوشت به نقاط دور دست کاسته شود.
سخنگوی اتحادیه ملی کشاورزان و دامداران بریتانیا به بی بی سی گفت: "ما سعی می کنیم کشاورزان و دامداران را ترغیب کنیم که بخشی از راه حل باشند نه مشکل. ما قویا از تحقیقاتی که با هدف کاهش متان تولید شده از دام ها انجام می گیرد - مثلا تغییر رژیم غذایی دام که باعث می شود حیوان از هضم باکتریایی (هضم بدون دخالت اکسیژن، anaerobic) استفاده کند، حمایت می کنیم.
بزرگترین منبع تولید دی اکسید کربن ناشی از تولید گوشت در جهان، جنگل زدایی به ویژه قطع درختان در مناطق حاره ای برای چرای دام است.
خانم دسیلوا معتقد است که پیمانی که قرار است جایگزین کیوتو شود باید این عوامل را در محاسبات خود در نظر بگیرد.
او گفت: "من از دولت ها می خواهم که برای کاهش تولید و مصرف گوشت اهدافی را اعلام کنند. البته این اهداف باید عادلانه میان دولت ها تقسیم شود و مثلا کشوری که در آفریقای سیاه واقع است و مصرف سرانه گوشت آن اصولا پایین است بتواند سهم گوشت بیشتری داشته باشد و در مقابل کشورهای غربی سهم گوشت کمتری داشته باشند."
خانم دسیلوا افزود: "اگر ما با خودمان صادق باشیم می دانیم که مصرف گوشت کمتر برای سلامت ما نیز بهتر است و همزمان باعث می شود گازهای گلخانه ای جهان کاهش یابد."
منبع : بی بی سی
در حالی که کم تر از ۱۰ روز به اعلام برگزیدگان جشن خانه سینما باقی مانده است، تهمینه میلانی کارگردان ایرانی که عضو هیات داوران این جشن بود، در اعتراض به حذف برخی از فیلم ها از داوری این جشن از داوری انصراف داد.تهمینه میلانی با ارسال نامه ای به خبرگزاری ها با اشاره به این که "این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست" نوشت که "اینجانب تهمینه میلانی از داوری جشن خانه سینما انصراف میدهم تا اعتراضی باشد به عدم نمایش فیلمهای همه اعضای خانواده سینما."تهمینه میلانی پس از آن انصرافش را از داوری اعلام کرده است که اعلام شد فیلم های بدون پروانه نمایش در جشن خانه سینما داوری نخواهند شد. پس از آن که اعلام شد در جشن خانه سینما فیلم هایی چون "خاک آشنا" به کارگردانی بهمن فرمان آرا و "آن جا" به کارگردانی رضا کاهانی که فاقد پروانه نمایش هستند، با رایزنی های مدیرعامل خانه سینما حضور خواهند یافت، جواد شمقدری مشاور فرهنگی محمود احمدی نژاد در نامه ای سرگشاده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به این موضوع اعتراض کرد.
دفتر کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل روز سه شنبه گفت از ایران خواسته است با متوقف ساختن اعدام ها تعهدات بین المللی خود را رعایت کند.
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد همچنین نگرانی خود را از احتمال اعدام دو تن از افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال سن داشتند اعلام کرد.
روپرت کولویل، مقام ارشد کمیساریا، می گوید مقامات ایران باید از صدور حکم اعدام برای خلافکاران جوان در آینده خودداری کنند.
کمیساریا می گوید ایران ماه پیش دو نفر را در ارتباط با قتل هایی که در ۱۵ و ۱۶ سالگی مرتکب شدند اعدام کرد. سازمان نظارت بر حقوق بشر می گوید آنها هنگامی که به دار آویخته شدند ۱۹ و بیست سال داشتند.
سازمان نظارت بر حقوق بشر می گوید ایران فقط یکی از چهار کشوری است که در آنها خلافکاران جوان از سال ۲۰۰۴ اعدام شده اند. چین، پاکستان و سودان سه کشور دیگر هستند. ایالات متحده چنین اعدام هایی را در سال ۲۰۰۵ لغو کرد.
کولویل می گوید ایران زمانی که کنوانسیون های بین المللی را تصویب کرد، داوطلبانه تعهد به خودداری از اجرای حکم مرگ علیه بزهکاران جوان را تجدید کرد، و اعدام های اخیر در ایران قوانین بین المللی را آشکا را نقض می کند.
به گفته او در سال میلادی جاری بیش از ۲۲۰ نفر در ایران اعدام شده اند که شش نفر از آنها نوجوان بودند.
امروزه جنگ در نقاط گوناگون جهان ، گفتمان غالب در میان جوامع است حال آنکه به نظر می رسد جنگ های بین المللی خود ریشه در عدم وجود صلح در میان مردم آن جوامع دارد . هنگامی که در یک جامعه صلح اجتماعی تنها یک "آرزو" است ، وجود جنگ هایی چون یوگسلاوی ، دارفور ، کامبوج ، رواندا ، کنیا ، فلسطین و ... امری "طبیعی" است. آنچه اختلافات داخلی این جوامع را به جنایات و معضلاتی بین المللی تبدیل کرد ، عدم وجود "فرهنگ گفتگو" در میان مردم بوده است . این عامل بنیادین در تمامی این نا آرامی ها باید عبرتی برای کشورهایی باشد که دارای تنوع فرهنگی ، نژادی ، قومیتی یا مذهبی و امثال آن هستند ؛ تا با ایجاد رابطه میان این گروه ها از برخوردهای قابل پیشگیری جلوگیری به عمل آید . یک گفتگوی واقعی از آن جهت در زندگی اجتماعی ، مهم و حیاتی تلقی می گردد که می تواند زمینه ساز نزدیک شدن فرهنگ ها و عقاید بوده و میزان تحمل عقاید مخالف را افزایش داده ، روحیه تساهل و تسامح را پرورش دهد و با بنیان نهادن صلح اجتماعی ، همکاری و همبستگی را تحکیم بخشد .
گفتگو در نگاه اول امری بدیهی ، پیش پا افتاده و عادی به نظر می رسد که بشر همواره در زندگی روزمره و اجتماعی خود از آن استفاده کرده و آن را مانند نفس کشیدن از لوازم حیات انسان بشمار آورده است ! و از این رو آن را مانند یک عادت بکار برده ، بی آنکه کوچک ترین توجهی به آثار شگرف آن داشته باشیم ، تنها هنگامی که تفاهم میان انسان ها کم شد ، به فکر چاره و تجدید حیات گفتگوی واقعی می افتیم .
گفتگو نه یک عادت و نه یک عمل ناخودآگاه ، بلکه راهکاری مناسب و آگاهانه ، برای قوت بخشیدن به جامعه مدنی و بیدار کردن احساس مسئولیت در فرد است .
هدف از گفتگو، آگاهی بدون واسطه و بدون تحریف از حوزه های فکری خود و دیگری است و عاملی مؤثر در بازنگری و پرسش در مورد نوع تفکر و تغییر و تحول آن به شمار می آید .
مقصود از گفتگو ، بحث و جدال نیست ؛ بلکه مقصود از آن ، رسیدن مشترک به بصیرتی است ، که در اثر بارور شدن خرد جمعی بدست می آید . آنچه که به هنگام گفتگو بین گویندگان و شنوندگان به جریان می افتد ، اساسی تر از نقش هریک از افراد است . آنچه در یک گفتگو دارای اهمیت است ، نتیجه و تفاهم برسر یک موضوع نیست بلکه هدف برقراری تماس با سرچشمه های مخفی تفکر دیگران و در نتیجه آشنایی با دیدگاه ها و فرهنگ های گوناگون و بالا بردن آگاهی ها است تا بتوانیم بجای آموزش و تربیت کردن دیگران ، از یک دیگر بیاموزیم و خود را بشناسیم ، به یک دیگر گوش فرادهیم ، با هم فکر کنیم ، با هم بیاموزیم و با هم تصمیم بگیریم تا بتوانیم با وجود دیدگاه ها ، فرهنگ ها و عقایدی کاملاً متضاد نیز با هم زندگی کنیم و صلح و امنیت را برای جامعه به ارمغان آوریم .
در زیر نکاتی در مورد یک گفتگوی مؤثر و واقعی آورده شده است که می تواند در کاهش تنش در گفتگوها مفید باشد و شاید بتوان از آن ها به عنوان مبانی یک گفتگو نام برد که بی شک این مبانی نیازمند تقویت و گسترش اند که این امر خود نیازمند گفتگو و تعامل میان افراد است .
۴۵ سال پیش روشنفکرترین آمریکایی ها و حتی خوش بینانه ترین سیاهپوست آمریکایی یعنی مارتین لوترکینگ نمی توانست تصور کند فرهنگ ۳۰۰ ساله آمریکا چنان رشد کند که فرهنگ و تمدن مشرق زمین را درنوردد و عالی ترین پست سیاسی و رهبری و فرماندهی کل قوا را در دست یک سیاه پوست ببینند . سیاهپوستی که با شهامت تمام در عین جوانی نه تنها اختیار آن را دارد که با یک سفیدپوست رقابت کند بلکه او و طرفدارانش را هجمه انتقادات خود قرار دهد و آنان را لایق رهبری ایالات متحده آمریکا نداند . گزینش سناتور باراک اوباما برای نامزدی ریاست جمهوری آمریکا از سوی حزب دموکرات بی شک برای میلیون ها نفر از شهروندان آمریکایی یک نقطه شروع قابل ملاحظه است. اکنون وی در مقام نخستین آمریکائی آفریقائی تبار برگزیده از سوی یکی از احزاب سیاسی بزرگ آمریکا، بار سنگینی را بر شانه های خود دارد. باراک اوباما آرمان ها و رؤیاهای بسیاری را با خود دارد. آرمان آنانی را که بر این گمان بوده اند که ریاست جمهوری تنها به مردان سفید پوست اختصاص یافته است. وی نه تنها باید این بار سنگین را در آمریکا بر دوش بکشد بلکه چشم امید میلیون ها انسان در جهان که زیر تبعیض جنسیتی و نژادی و اقتصادی زندگی می کنند نیز به اوست. چشم سیاهان دارفور که با تاریخ کهن از کم ترین حق بشری یعنی غذا محرومند یا زنان عرب که با دیرینه پر زرق و برقشان حق رای دادن هم ندارند و ...
بی شک سناتور اوباما بخش مهمی از تاریخ ایالات متحده را در کتاب های تاریخ آمریکا به خود اختصاص داده است، اما اگر سناتور بخواهد یک فصل را در این کتاب ها ویژه خویش کند، آن دیگر به خود وی و راه درازی که در پیش دارد بستگی خواهد داشت.
حضور سناتور جو بایدن در کنار سناتور اوباما به عنوان معاون در برگه انتخاباتی وی میتواند در پیروزی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در روز چهارم نوامبر آینده بسیار مؤثر باشد، با این همه این خود سناتور اوباماست که باید راًی دهندگان آمریکائی را قانع کند که در مقام فرماندهی کل قوا شخصاً آماده رویاروئی با هر حادثه مهم داخلی و خارجی به ویژه در زمینه امنیت ملی است.
شاید بتوان بهترین را برای مبارزات آتی سناتور اوباما را مبارزه به سبک لوترکینگ دانست . سابقه عملکرد دموکرات ها در طول تاریخ نشان می دهد که آن ها همواره به مبارزات مدنی اعتقاد داشته و موفق نیز بوده اند . اوباما نه تنها برای جامعه آمریکا بلکه برای مبارزه با تروریسم و نقض حقوق بشر نیز می تواند از سلاح فرهنگ و دانش استفاده کند و مبارزات مدنی را در جامعه جهانی برای رسیدن به صلح تقویت نماید.