برای قرار دادن "نوروز" در تقویم سازمان ملل و سازمان های وابسته به آن (UNDPO, UNICEF, UNESCO) بیانیه زیر را امضا کنید و به دوستان خود نیز اطلاع دهید.
زیباترین خانه هرکس چشمان اوست
هنگامی که امید میهمان قلبش باشد
امسال از نظر تعداد در المپیک بسیار درخشان بودیم ، هیاهوی ما هم زیاد بود اما نتایج ضعیف و دردناکی در پی داشت که البته با کمی انصاف دور از انتظار هم نبود. وقتی که تیم ما بدون سرمربی به پکن اعزام میشه درحالی که تعدادی از کارمندان برخی سازمان ها برای تفریح سهمیه وی را می گیرند یا تغییر رئیس کمیته ملی المپیک تنها چندماه پیش از آغاز مسابقات و یا نداشتن حریف تمرینی برای ورزشکاران و امثال آن ها همه و همه نشان از عدم شناخت مسابقات است و تصمیم قاطع ما برای شکست را نشان می دهد! شاید در کشور ما این روند امری طبیعی باشد اما به طور قطع پیروزی کشورهایی که در مدیریت حرف اول را می زنند نشان می دهد باید در مقابل برنامه ریزی حریفان برنامه ریزی کرد و نه ...
به هر حال آنچه در این میان بیش از دیگر چیزها آزاردهنده است نه شکست این ورزشکاران بلکه پیروزی های دور از انتظار مرتضی سپه وند ، بوکسور ایرانی است ! چرا ناراحت کننده ؟ این قهرمان که امروز به جمع ۸ ورزشکار برتر راه یافته و دارنده مدال برنز المپیک را شکست داده در کشوری زندگی می کند که در آن نه تنها برای این ورزش سرمایه گذاری نمی شود و نه تنها صدا و سیما از پخش مسابقات آن ها خودداری می کند بلکه حتی هنگامی که وی با پشتکار و زحمت توانسته به اینجا برسد که آبروی ایران را در المپیک بخرد، در نتایج مسابقات از بردن نام وی هم خودداری می شود و صرفاً می گویند باید به کشتی گیران آزاد و جودوکارانمان امید بست! امروز برای این ورزشکار عزیز شکست یا پیروزی مهم نیست . او ثابت کرد که می توان در بن بست ها هم با تلاش پیروز شد . او ثابت کرد که بی عدالتی ها را می توان با اراده های آهنین پاسخ گفت . او ثابت کرد که راه ها برای همیشه بسته نیست . او پیروز است و این پیروزی را در چشمانش می توان دید .
موفقیت تیم ایران در داشتن این انسان تلاشگر و با اراده است که توانست او را به جامعه معرفی کند.
The greatest Right in the World is
The Right to be Wrong
بزرگترین حق در جهان ، حق بر خطا بودن است
شماري از احزاب، پنجشنبهي گذشته، در حاشيهي نشست فصلي خانهي احزاب ايران، بيانيهاي را در دفاع از محيط زيست صادر كردند. متن كامل اين بيانيه كه شرح دغدغههاي اين گروه از احزاب بهعنوان بخشي از بدنهي فعالان جوامع مدني است، به شرح زير است:
شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمانكاراني كه از طريق وزارتخانهها اهداف سودجويانهشان را در قالب طرحهايي به ظاهر عمراني پي ميگيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخصهاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبهي 132 را بهدست آورد. همچنين براساس شاخصهاي جهاني عملكرد زيستمحيطي سال 2008 كه در مجمع جهاني اقتصاد – داووس منتشر شد و بر دو هدف اصلي حفاظت از محيط زيست و مديريت صحيح منابع طبيعي استوار است، ايران در مقايسه با سال 2006 ميلادي با 14 پله نزول به رتبه 67 رسيده است.
به راستي سازمان حفاظت محيطزيست كه دير زماني است وظايف خود را از حفاظت از حيات وحش به مفهوم كليتر بستر حيات ارتقا داده است در اين چرخهي رو بهزوال چه نقشي را ايفا ميكند؟! گرچه ضرورت وظايف محوله و حجم تشكيلاتي، سازمان حفاظت محيطزيست را ميتواند در قامت يك وزارتخانه قرار دهد اما به لحاظ اينكه در حال حاضر رییس آن از معاونان رييسجمهور است، عملا به جاي پاسخگويي به مجلس، تنها توسط مقام مافوق خود حسابرسي ميشود. این در حالی است كه در شرایط كنونی، سیاستهای حفاظت از محیط زیست در دولت كاملا نادیده گرفته شده و در اكثر مواقع و با وجودي كه از لحاظ قانوني و به پشتوانهي اصل پنجاهم قانون اساسي، سازمان حفاظت محيطزيست میتوانسته از اقدامات مخرّب وزارتخانهها و سازمانهاي ديگر جلوگيري كند، اما در نهایت ناباوری تفاهمنامههايي را امضا كرده است كه در آنها حق محيط زيست ناديده گرفته شده است.
جنگلزدايي، تخريب مراتع و توسعهي بيضابطه اراضي كشاورزي، تخليه پسابهاي آلوده صنايع و زهكشهاي كشاورزي به رودخانهها و تالابها، آلودگي سفرههاي آب زيرزميني با انواع آلودگيهاي صنعتي و شهري بهويژه دفع زبالههاي بيمارستاني، سدسازيهاي بيرويه، جادهسازيهاي غيراصولي، انقراض گونههای جانوری، كمرونق شدن و از بين رفتن مزارع كشاورزي و افزایش بیماریهای ناشی از آلودگی هوا، آب و خاك و... همه و همه نگرانيهاي جامعهي مدني كشور را افزايش داده است؛ نگرانيهايي كه متأسفانه پاسخِ وزيران و مديران مربوطه را هم در پي نداشته است.
هر جا كه پوشش گياهي در نتيجهي بهرهبرداري بيرويه و يا آلودگيهاي زيستمحيطي و يا جادهسازي و سدسازي و تغيير كاربري اراضي جنگلي و مرتعي از بين رفت، بيابان با سرعتي هر چه تمامتر جايگزين ميشود. وقتي سدهايي ساخته ميشود كه دِبي درياچه اروميه را به صفر ميرساند تا 150 هزار هكتار از درياچه به شورهزار تبديل شود، وقتي بهرهبرداري بيرويه از سفرههاي آب زيرزميني، ۶۰۰ دشت كشور را با بيلان منفي مواجه ميكند، وقتي در شيب ۴۰ درجه و در قلب جنگلهای زاگرس، زمین را شخم میزنند و یا مجوز ساخت شهركها و ویلاها صادر میشود،... در واقع به رشد بيابانهاي كشور كمك كردهايم. روند تخريب جنگلها و از بین بردن منابع آب و خاك (كه با ادامهي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران شدن مناطق حفاظتشده، پاركهاي ملي و تالابها و درياچهها، به اندازهاي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب اُفت كارایی سرزمین مادریمان، ایران، تنها عزمي ملي را نيازمنديم.
احداث بزرگراه در ذخیرهگاه زیستكره و پارك ملي گلستان، احداث جاده در تالاب انزلي، احداث جاده در جنگل ابر شاهرود، احداث نیروگاه در پناهگاه حیاتوحش كیامكی، واگذاری 7500 هكتار از اراضی تالاب هورالعظیم به وزرات نفت، خشك شدن تالابهاي بينالمللي ايران – نه بهخاطر خشكسالي، بلكه بهخاطر قطع حقآبهي حياتي آنان همچون دریاچههاي ارومیه، بختگان،... – احداث صنایع آلایندهي نفت و پتروشیمی در جنگلهای گیلان و تالابهای گلستان، واگذاری اراضی پاركهای ملی و مناطق برای عبور خطوط لوله نفت و گاز، و موارد بيشمار ديگر كه شوربختانه در بيشتر مواقع، موافقت و یا سكوت پرسشبرانگیز سازمان محیط زیست را هم بهدنبال دارد ما احزاب سياسي بهعنوان بخشي از بدنهي فعالان جوامع مدني كشور را بر آن داشت تا خواهان تغييرِ رياست سازمان مربوطه، و خواستار پيگيري مجدانهي اصل پنجاهم قانون اساسي باشيم.
احزاب امضاكنندهي اين بيانيه عبارت هستند از:
حزب آزادي، حزب اتحاد ملي ايران، حزب ارادهي ملّت ايران، حزب اسلامي رفاه كارگران، حزب اعتماد ملي، حزب پاك ايران، حزب ترقي ايران، حزب جامعهي مدني استان همدان، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب وحدت ملي، كانون مهستان، كانون دانشجويان و دانشآموختگان استان ايلام، كانون فارغالتحصيلان و دانشآموختگان استان آذربايجان غربي، كانون همبستگي دانشجويان و فارغالتحصيلان، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، مجمع دانشجويان و دانشآموختگان استان گلستان، سازمان رهروان فردا، جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري،
People make themselves exhausted with every thing but comprehension and perception
مردم خودشان را با هر چیز خسته می کنند مگر با فهم و اندیشه
سناتور جان مک کین، نامزد حزب جمهوری خواه برای ریاست جمهوری آمریکا، روز دوشنبه بیست و هشتم ماه ژوئیه در جمع طرفداران خود گفت هرچند که من علاقه چندانی به استفاده از پیامک ندارم و بیشتر ترجیح می دهم با تلفن صحبت کنم اما از اهمیت و نقش رایانه و وبلاگها در زندگی امروز مردم آگاه هستم.
مسئله آگاهی از فنآوری اینترنتی هنگامی مطرح شد که سناتور جان مک کین در ماه سپتامبر سال گذشته میلادی طی یک مناظره انتخاباتی که از سوی وب سایت You Tube در اینترنت ترتیب داده شده بود پذیرفت که این فن آوری های اطلاعاتی در چهارچوبی قرار دارد که معاون وی باید به آن بپردازد. اشاره سناتور مک کین به آن بود که در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و به دلیل آن که وی چندان با این تکنولوژی آشنائی ندارد، این معاون ریاست جمهوری است که باید مسائل مربوط به این محدوده را سرپرستی کند.
اما از سوی دیگر سناتور باراک اوباما، رقیب سناتور مک کین و نامزد احتمالی حزب دموکرات برای ریاست جمهوری آمریکا، که بر عکس رقیب انتخاباتی خود به این فن آوری تسلط فراوان دارد به طور دائم به «بلاک بری» خود مراجعه می کند. اوباما از فن آوری اینترنتی کاملاً آگاه است و برای نخستین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا توانسته است بیشترین تعداد را از طریق وب سایت خود به فعالیت های داوطلبانه انتخاباتی جذب کند.
سناتور مک کین اما در مصاحبه ای در سال گذشته با روزنامه نیویورک تایمز اعتراف کرده بود که کاملاً در مراجعه به اینترنت تسلط ندارد و امیدوار است که یک روز بتواند به تنهائی کارهای اینترنتی خوا را انجام دهد.
در چهارچوب فعالیت های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نخست این ستاد انتخاباتی سناتور باراک اوباما بود که بسیار خوب مجهز شد، به طوری که با کمک یکی از پایه گزاران سایت Facebook حدود نیم میلیون نفر می توانند با یکدیگر مبادله اطلاعات کنند.
کمی بعد کمیته مرکزی حزب جمهوری خواه متوجه شد که باید در این زمینه اقدام متناسبی انجام دهد و در نتیجه یک سایت جدید تاًسیس کرد که همه بتوانند از طریق آن با یکدیگر تماس بگیرند. هر چند تعداد کسانی که به سایت اینترنتی جان مک کین مراجعه می کنند فعلا به رقم ۲۰۰ هزار رسیده است، با این همه تعداد مراجعه کنندگان در ماه ژوئن نسیت به ماه پیش از آن ۹۰ در صد بیشتر بوده است. این در حالی است که مراجعه کنندگان به سایت اینترنی سناتور اوباما از مرز یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر نیز گذشته است.
منبع : صدای آمریکا
پخش این خبر روی خبرگزاری ها نه تنها علاقه مندان را متحیر ساخت بلکه نگرانی ها را در امور فرهنگی شدت بخشید که نکند مجوز های صادر شده که در دست هنرمندان است نیز تا لحظاتی دیگر باطل اعلام شود. یکی از دست اندرکاران این مراسم گفته است که دو ساعت مانده به شروع کنسرت و درحالی که بلیتهای این کنسرت از روزهای قبل به فروش رفته بود، از طرف وزارت ارشاد نامهای به دست آن ها رسید و مجوز اجرای این کنسرت لغو شد.
خبرگزاری ایسنا هم در خبری از چگونگی لغو این کنسرت به نامه یاد شده اشاره کرده و نوشته که این نامه با امضای احمدی، مدیرکل دفتر امورموسیقی وزارت ارشاد صادر شده است.
این کنسرت توسط شرکت پیغام سحر، که از جمله موسسات شناخته شده در برگزاری کنسرتهای موسیقی پاپ و انتشار آلبومهای این گونه موسیقایی است، ترتیب دادهشده بود و مجوزهای لازم برای برگزاری این کنسرت از سوی دفتر امور موسیقی وزارت ارشاد هم صادر شده بود.
برنامههای این گروه که همه اعضای آن آمریکایی و مسلمان هستند ، چند بار از شبکههای مختلف صداو سیما اعلام شده و چند تن از نوازندگان این گروه هم در یکی از برنامه های نسبتا پربیننده تلویزیون(کولاک) حضور یافته و قطعهای را در رثای پیامبر اسلام اجرا کردند.
حتی چند روز مانده به اجرای کنسرت هم تبلیغات وسیعی در سطح شهر درباره این کنسرت صورت گرفته بود.
در دوهفته گذشته ، دو کنسرت دیگر هم در تالار وحدت لغو شد، اول کنسرت پژوهشی دکتر داریوش صفوت و ژان دورینگ که چند روزی مانده به اجرای آن اعلام شد که به دلیل یک همایش ملی، برگزاری آن به نوبت دیگری موکول شده، ولی بعدها مشخص شد که در آن روز تالار وحدت خالی بود و هیچ برنامه خاصی اجرا نشد.
همچنین کنسرت لیلی افشار، گیتار نواز نامی که دفتر امور موسیقی اعلام کرد آنها مجوز لازم را کسب نکردند، اما خانم افشار در گفت وگویی با خبرگزاری مهر گفت که مجوز صادر شده بود.
به دنبال لغو این دو کنسرت داریوش پیرنیاکان، دبیر و سخنگوی خانه موسیقی در گفت وگویی با سایت خانه موسیقی گفت که خانه موسیقی پیگیر این ماجرا خواهد بود و مدیرعامل خانه موسیقی قرار است با دست اندرکاران دفتر امور موسیقی و تالار وحدت در این زمینه مذاکره کند.
در سال های اخیر بارها شاهد مواردی از این دست بوده ایم فیلم های تولید شده و مجوزداری که هرگز اجازه اکران نیافتند، کتاب هایی که با مجوز انتشار یافتند و سپس جمع آوری شدند و امثال این ها نه تنها ضعف دستگاه های اجرایی را نشان می دهد بلکه عامل ایجاد تزلزل و جو بی اعتمادی در مهم ترین عرصه فرهنگی کشور است.
صدور مجوز برای کارهای فرهنگی خود دارای ایرادات بسیاری است ولی با این حال سال هاست که هنرمندان ایرانی و گاه غیر ایرانی با آن ساخته اند اما دشوار شدن بی سابقه صدور مجوز و سپس ابطال مجوز و آن هم بدون ارائه دلیل قابل درک نیست.