تبليغاتX
اندیشه

                                                  جلسه ی ....

سلام

امروز اومدم " کتابخانه ملی ایران " اسمش گنده هست اما " هر روز بد تر از دیروز"  !!!

بگذریم از قوانین و مقررات باحالش که با هیچ قاعده ای سنخیت نداره و صرفا افرادی بر اساس خواب های شب گذشته و البته تفاسیر همکاران در صبح روز بعد و در زمان جلسات تصمیم می گیرند . مثلا تجمع در "فضای سبز" " اطراف" کتابخانه حتی برای جنس موافق ممنوع می باشد . (بزرگترها میگن قبلا به این کار می گفتن حکومت نظامی اما الان میگن طرح امنیت اجتماعی ) !!! یا اینکه "یادداشت برداری" از پایان نامه ممنوع است و این قانون از هفته گذشته و از خود من شروع شد که البته همزمان با تغییر مدیریت بخش پایان نامه ها بود که ایشان می خواستند هرطور شده به دیگران بفهمونن که بابا به خدا من رئیس شدم !!! بنا به فرمایش این رئیس بالا مقام افراد باید پایان نامه را کامل مطالعه و سپس برداشت خود را پس از خروج از کتابخانه بنویسند !!! دیگه بگذریم که "در ورودی" برای استفاده کنندگان از کافه هم جدا کردن در حالی که قسمت خواهران و برادران خودش جدا بوده !!!راستی این هم جالبه که هر روز یه گروه برای اردو به کتابخونه میان و کلی حال میکنن آخه خیلی براشون جالبه که مدیر یک کتابخونه رسماً به اونها اجازه بده که یک محیط کاملاً آروم که با علائم "سکوت" مزین شده است را با هیاهو و خنده به هم بزنند . یادش بخیر زمان ما از این امکانات ها که نبود  برای اردو مارو میبردن کوه و اطراف شهر که خودش شلوغ بود و ما اصلاً با دادو فریادمون حال نمی کردیم !!! حالا هم که بزرگ شدیم محکوم به "سکوت" هستیم .

اما امروز که اومدم دیدم تکنولوژیک هم شدن و دارن کیف مراجعه کنندگان را از دستگاه رد وی کنن که یه وقت خدای نکرده کسی کاتیوشا ، آرپی جی و این جور چیزا تو نیاره تو و برای همین حراست محترم این سازمان ملی مسئول چک کردن کامل وسائل هستند و باید با دقت تمام توی کیف ها را نگاه کنند . آخه یکی نیست به اینا بگه  انقدر جاهای مهم تر تو ایران هست که بهش حمله بشه که کتابخونه ملی آخریشه برای همین خیلی هم احساس بزرگی نکنید . 

حالا بگذریم که از اول در باید کارت نشون بدیم ، برگ ورود بگیریم و بعد کیفو تو دستگاه بذاریم ، چون تا اینجاش میگیم شاید اینا نگران سلامت ما بودن !!! اما بعد از ورود با یک صف مواجه شدم که افراد برای اینکه کیف ها رو به قسمت "کیفدونی" تحویل بدن ایستاده بودن !!! چون آقایان محترم و خانم های   محترمه مسئول کتابخانه بودجه ندارن دوتا قفسه بگیرن که مراجعه کنندگان جا داشته باشن وسائلشون رو اونجا بذارن اما بودجه دارن میلیون ها خرج کنن که توی کیف ها هم از چشمان تیزبینشون در امان نباشه . من هم به ناچار حدود 20 دقیقه توی صف ایستادم تا افرادی که قبلا اومده بودن برن خونشون تا من بتونم کیفموتحویل بدم .

داخل هم ...

بگذریم ! به هر حال بزرگترین کتابخانه "قدرتمندترین کشور دنیا" باید هم توانایی کنترل این همه دانشجوی شرور رو داشته باشه .

امیدوارم به زودی انرژی هسته ای که حق مسلم ماست هم توسط برادران عزیز و توانمندمون ساخته بشه تا دیگه نیازی به این کتابخونه ها (که هیچ نیازی بهشون نیست) هم نباشه !!!

با اجازه برم ببینم اگه کتابهاشون رو چیده باشن یه کتاب بگیرم بخونم (آخه 2 ساله که میگن چون تازه جابجا شدیم هنوز همه کتابها رو نچیدیم)!!! 

البته بی انصافی نباشه برگزاری این همه جلسه مهم و پر برکت خدا قوت داره 

+ نوشته شده در Wed 11 Jun 2008ساعت 15:29 توسط برنا امیرزاده |

در سالیان گذشته توجهی بی سابقه به مفهوم فرهنگ شده و یافتن پاسخی برای این پرسش اهمیتی بسیار بالا در مجامع علمی یافته است . هم اکنون نه تنها انسان شناسان و جامعه شناسان بلکه دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل نیز با پی بردن به این که روند جهانی سازی و فرهنگ کاملا به هم پیوسته است در پی یافتن تعریف یا تعیین یک چارچوب مفهومی قابل تعمیم از فرهنگ هستند و از سوی دیگر بسیاری نیز محور قرار دادن بحث فرهنگ را امری بیهوده دانسته و آن را به دلیل نامتعین بودن و ناممکن بودن تعریفی عام و جهان شمول به کلی گویی و ابهام آفرینی شبیه می دانند و همین تضاد عقاید تعریف آن را بسیار دشوار نموده است .

یکی از مهم ترین گردهمایی های بین المللی در حیطه مباحث فرهنگی " کنفرانس جهانی درباره سیاست های فرهنگی " است که در سال 1982 م. در مکزیکوسیتی توسط یونسکو برگزار گردید . در مقدمه اعلامیه مکزیکوسیتی که حاصل نشست نمایندگان تمامی دولت ها و سازمان های عضو یونسکو بود ، درباره سیاست های فرهنگی آمده است :

"... فرهنگ کلیتی است ترکیب یافته از خصوصیات متفاوت روحی ، مادی ، فکری و احساسی که شاخصه یک جامعه یا یک گروه است . فرهنگ نه فقط هنرها و نوشتارها بلکه حالات زندگی ، حقوق بنیادی انسان ، نظام های ارزشی و باورها را در بر می گیرد. این فرهنگ است که ما را به طور مشخص انسان می کند ، حیات عقلایی ، قضاوت نقادانه و احساس تعهد اخلاقی به ما می بخشد . از طریق فرهنگ است که انسان خود را بیان می کند و از خود آگاه می شود ، ضعف های خود را می پذیرد ، از موفقیت های خود می پرسد به ابزارهای جدید دست می یابد و کارهای جدیدی خلق می کند که از طریق آن ها محدودیت های خود را مرتفع سازد."

این بیان یکی از کامل ترین تعریف ها و تبیین هایی است که از مفهوم فرهنگ شده است . در این بیان، در درجه نخست فرهنگ به معنی وجه مشخصه و خصوصیت متفاوت یک جامعه به ویژه به لحاظ روحی و رفتاری است . بنابراین فرهنگ آن خصوصیتی است که یک جامعه را از دیگری متمایز می سازد . در درجه دوم عناصر فرهنگ مشخص شده اند. "هنر" ، "ادبیات" ، "خصوصیات رفتاری عمومی" ، "ارزش ها" ، "باورها" و "حقوق اساسی پذیرفته سده در هر جامعه " عناصر اصلی فرهنگ از این دیدگاه هستند . چون وجود متفاوت این عناصر در هر جامعه موجب تمایز و تشخص آن جامعه در مقابل دیگران می شود و به عبارت دیگر به آن جامعه هویت می بخشد، مفهوم هویت فرهنگی به سختی با تعریف فرهنگ گره خورده است . در این زمینه در گزارش کمیسیون اول این کنفرانس آمده است :

" هویت فرهنگی هسته مرکزی شخصیت فردی و جمعی است ، اصول حیاتی ای که زیر پایه اکثر تصمیمات معتبر ، رفتار ، اعمال و فرآیندهایی که یک جامعه را برای دستیابی به توسعه توانا می سازد در عین این که خصوصیات ویژه خویش را حفظ می کنند."

بنابراین دولت های عضو در این کمیسیون ، فرهنگ را سازنده اصلی هویت یک جامعه می دانند و فرهنگ مهم ترین و اصلی ترین وسیله مشخص کننده حیات جهانی ملت ها است . زیر اندامی بی همتا و منحصر به فرد متشکل از ارزش ها و باورهای آن ها است و این ارزش ها و باورها هستند که هویت ملت ها را مشخص می کنند و حضور بین المللی آن ها را به منصه ظهور می رسانند .

اما نکته ای که با استفاده از متن تعریف کنفرانس یونسکو دارای اهمیت است ، تأکید و تکیه بر مفهوم " حقوق بنیادین انسان " می باشد. در این تعریف حقوق بنیادین انسان به عنوان یکی از عناصر اصلی فرهنگ ذکر شده است و آنچه در این نوشتار مورد توجه ما است محوری بودن و پایه ای بودن این عنصر در تعریف فرهنگ است . به نظر می رسد که آنچه به عنوان دیگر عناصر ظهور و بروز فرهنگ در یک جامعه رخ می نماید ، از این عنصر بنیادین یعنی " نگرش خاص جامعه در مورد انسان و حقوق بنیادین او " تأثیر می پذیرد. نظام ارزش ها و باورها ، اشکال زندگی و آداب و رسوم ، اشکال بیانی و هنرها همگی متأثر از نگرش خاص موجود در آن جامعه نسبت به انسان و حقوق او می باشند.

در این تعریف مهم ترین معنایی که در یک جامعه پدید می آید و به عنوان زیر پایه فرهنگ آن جامعه در قالب نمادهای مختلف متجلی می شود، دیدگاه و برداشت عمومی موجود درباره انسان و حقوق اوست . تجسس در نمادهای مختلف و ادراک اشکال گوناگون نمادین ، در نهایت ما را به سوی مهم ترین معنای پدیدار گشته در یک جامعه یا در یک حوزه فرهنگی سوق خواهد داد . گفتمان های پدیدار گشته در دوران های مختلف تاریخی ، در یک تحلیل کلی حاصل دیدگاه عمومی است که در آن دوره درباره انسان به وجود آمده و رواج یافته است. بنابراین برای دستیابی به جوهر فرهنگ باید به دنبال نگرش و دیدگاهی باشیم که زیر پایه آن فرهنگ بوده و نظام ارزش ها و اشکال نمادین موجود در آن را متولد ساخته است. در حقیقت گفتمان ها ، نظام های ارزشی و رفتاری و هنرها و ادبیات که مهم ترین جلوه های فرهنگ تلقی می شوند ، همگی از جوهر فرهنگ یعنی " وجود نگاهی ویژه نسبت به انسان و حقوق او " تأثیر پذیرفته است.

نکته دیگر قابل ذکر این است که ...

این مقاله قبلا در ویژه نامه نوروزی نیمروز (بوشهر) به چاپ رسیده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در Tue 10 Jun 2008ساعت 10:36 توسط برنا امیرزاده |

من فکر می کنم که بهتر است از این جا شروع بکنم که مناسبت این روز چه هست و چرا دولت ایران تصمیم گرفت یک روز به خصوصی را روی تقویم ملی ایران به عنوان روز خلیج فارس درنظر بگیرد منظور دولت به نمایندکی از طرف ملت ایران جلب توجه ملی و بین المللی است به مسئله ای به نام مسئله ی خلیج فارس که به طور تصنعی به وجود آمده است ولی خوب می تواند آثار سوئی را در روابط مردم منطقه باعث بشود کمااینکه ما تا حالا شاهد بوده ایم که آثار نامطلوبی تاکنون به وجو آمده است که نتیجه اش به زیان همگان است در مجموع در شرایطی که ما در دنیای ژئوپولتیک جدید داریم زندگی می کنیم و این دنیای ژئوپولوتیک جدید یکسر دنیای تمهیدات استراتژیک است علیه مردم این منطقه که تصادفاً همه هم مسلمان هستند و در برخورد با یک چنین وضعیتی که باید همفکر و متحد باشند می بینیم که متاسفانه کسانی پیدا می شوند که به طور تصنعی مسائلی را مطرح می کنند که همواره می تواند حاصلش تفرقه میان مردم باشد نام خلیج فارس مانند بقیه نامهای جغرافیایی از ریشه گیاهی فرهنگ این منطقه ریشه گرفته است و در کوره ی زمان گداخته شده است و مانند سایر نامهای جغرافیایی هرگز تغییر نخواهد کرد تاکنون نمونه ای را در تاریخ جهان نداریم که یک نام جغرافی سیاسی به دلایل جغرافیایی ، نژادی و دینی به وجود آمده باشد و بنا به همان دلایل هم تغییر پیدا کرده باشد . امروز هر اندازه پاکستان با هندوستان در جنگ و جدال باشد و هر اندازه که نفرت نژادی از هندوستان داشته باشد در صدد برنمی آید که نام اقیانوس هند را به اقیانوس پاکستان تغییر دهد چراکه پاکستان به اندازه ی کافی این درایت را دارد که چنین اقدامی به ثمر نخواهد نشست و فقط می تواند سبب ژرف شدن کشمکش های قومی ، ملی ، دینی در میان مردم این شبه قاره بشود و فقط به سود کسانی تمام می شود که از طریق سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن بیش از یک قرن این منطقه را مستعمره کرده اند در استعمار کهن و می توانند قرنها مستعمره بکنند در استعمار نو.

 در این رابطه با نام خلیج فارس شایان توجه است که بدانیم نام خلیج فارس را ایرانیان اختراع نکرده اند این نام توسط یونانیان باستان درست شد و یونانیان باستان در دیدگاه جغرافیا خودشان جهان را دایره ای فرض می کردند محاط در اقیانوس کناری، که از آن اقیانوس کناری چهار دریا به طرف مرکز یعنی کره ی خاکی پیش می روند این چهار دریا را یونانیان باستان نام گذاشته اند (سینوس پرسیکوس) که همین خلیج فارس امروزی می باشد. (اسینوس عربیکوس ) که دریای سرخ یا دریای احمر می باشد . (سینوس کاسپین) که معنی خلیج کاسپین که این یک اشتباه تاریخی بزرگ است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در Mon 2 Jun 2008ساعت 12:6 توسط برنا امیرزاده |

مجلس نمایندگان افغانستان اعلام کرده که از این پس روسای دانشگاه های افغانستان باید از طریق انتخابات برگزیده شوند.

این مجلس همچنین تصویب کرد که دو معاون دانشگاه، از سوی شورای علمی دانشگاه تعیین می شوند.

این تصامیم در جریان بحث روی قانون تحصیلات عالی افغانستان در مجلس نمایندگان اتخاذ شد.

پیش از این روسای دانشگاه های افغانستان براساس رتبه علمی، از سوی شخص رییس جمهور به کار گماشته می شدند.

این نخستین بار است که تعیین روسای دانشگاه ها در افغانستان، انتخابی می شود و به این اساس، استادان به نامزدهای پست ریاست، رای خواهند داد.

براساس قانون تحصیلات عالی افغانستان، افراد اجازه دارند تنها برای دو دوره سه ساله رییس دانشگاه باشند.

معاونین دانشگاه ها نیز شامل این ماده از قانون می شوند و پس از پایان دو دور، اجازه ندارند خود را نامزد این پست کنند.

+ نوشته شده در Thu 29 May 2008ساعت 8:37 توسط برنا امیرزاده |

مفهوم مشاركت یا مشاركت سیاسی زمانی به موضوعی جدی بدل شد كه مفهوم ارتباط میان دولت و جامعه، مسئله روز شد و پیام عصر روشنگری و مدرنیته نیز برای تأكید بر این ارتباط بود. این دوران، دوران برآمدن معنایی جدید از دولت (دولت مدرن) و نیز معنای جدیدی از فرد (فرد خودآگاه) بود. در دولت مدرن ، دولت ، قدرت مطلقه و حاکم بلامنازع نیست بلکه خواهان انتقال قدرت از افراد خاص به سطح جامعه و تقسیم آن میان شهروندان است . معنا و اصطلاح مشاركت، گویای اهمیت نحوه روابط بین این دو پدیدار سیاسی جدید است. به این ترتیب روشن است كه مشاركت سیاسی نیز اصطلاحی جدید و متعلق به دوران مدرن سیاست است.
حقوق شهروندی نیز از واژگانی است كه به ‌تازگی و برای بسط این مفاهیم ، به ادبیات سیاسی و اجتماعی و حقوقی وارد شده و به‌همین سبب نیز ناشناخته و مبهم است، همچنان ‌كه واژه‌ی "حقوق‌بشر" به‌عنوان مفهوم گسترده‌تر "حقوق شهروندی" نیز، به‌رغم همه‌ی تكرار و تبلیغی كه برای آن می‌شود، در ایران به تعمق و تدقیق مورد مطالعه و ادراك قرار نگرفته است.
حقوق شهروندی، درصدد بیان حقوقی است كه هر فرد به‌عنوان یکی از افراد جامعه ، از آن برخوردار است. مصادیق حقوق شهروندی گسترده است و از حق برخورداری از مسكن و آموزش و بهداشت مناسب شروع شده و تا حقوقی از قبیل حق دادرسی عادلانه ادامه می‌یابد. اما باید به این امر اشاره کرد که منشاء همه این حقوق گسترده که در حقوق بشر هم به آن ها و به گونه ای وسیع تر توجه شده است ، سه عنصر مشارکت ، نظارت و مسئولیت پذیری است .
بنا به تصور غالب در ایران، در تحقق و نقض حقوق ، دولت عامل اصلی است. در این برداشت ، اگر حقوق، ازجمله حقوق شهروندی، در جامعه محقق شده است، باید آن‌را ناشی از اراده‌ی دولت دانست؛ و اگر جامعه نتوانسته است به مدارج درخوری از معیارهای حقوق شهروندی دست یابد، دولت مقصر و مانع اصلی است . این نوع نگاه، كه به صورت‌های مختلف در اندیشه‌ی سیاسی– اجتماعی– حقوقی ایران از دیرباز رواج بسیار داشته است، نقش و اهمیت مناسبات اجتماعی در شكل‌گیری و تحول ساخت حقوقی را نادیده می‌انگارد و حقوق را یك جاده ا‌ی یك‌سویه می داند كه بود و نبودش فقط وابسته به اراده‌ی دولت است؛ و روندگان این جاده، عناصر منفعل و شكل‌پذیری هستند كه فقط بازیگران نمایشنامه‌ی دولت‌نوشته‌اند. مفهوم مسؤولیت اشخاص یا به ‌تعبیر بهتر شهروندان، در چنین دیدگاهی عمیقاً تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. در واقع این نوع نگاه به مفهوم حقوق شهروندی، عملاً مسؤولیت شهروندی در تحولات حقوق شهروندی را نادیده‌گرفته و به‌ نوعی او را بی‌مسؤولیت تلقی می‌كند.                                               و از سوی دیگر دولت را به معنای قرون وسطایی آن سوق می دهد و عملا ً قدرت را از شهروندان آگاه گرفته و به دولت انتقال می دهیم و سپس از قدرت بالای دولت و عدم کارایی آن شکوه می کنیم .        .
مثلاً برخورداری از محیط زیست سالم، یكی از حقوق شهروندی است. بدیهی است دولت به‌عنوان منبع قدرت ملزم است در نظام طراحی و برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی، مانند كشاورزی و صنایع و امور شهروندی و ... ضوابط و معیارهای مناسب برای حفظ محیط‌ زیست سالم را طراحی‌كرده و به مورد اجرا بگذارد. با این‌حال هرگز نمی‌توان به این اصل مهم بی‌توجه ماند كه حقوق، محصول تجربه‌ی اجتماعی است. بدون آن‌كه جامعه نسبت به دستورات حقوقی دولت احساس نیاز و ضرورت كند و برای وضع و اجرای آن‌ها مطالعه‌ی عمومی و مشاركت فعال داشته باشد، امكان و امید چندانی برای اجرای كامل دستورات حقوقی دولت باقی نمی‌ماند. این ویژگی در تمام مواردِ راجع به حقوق شهروندی، جریان دارد.                                                         .
درواقع در حقوق شهروندی، مردم، با دولت دارای مسؤولیت مشترك هستند واز این منظر، مسؤولیت شهروندی را می‌توان به خود‌آگاهی مردم به حقوق شهروندی و احساس نیاز همگانی برای اجرای این حقوق و مشاركت در آن، تعریف و تعبیر كرد.                             
دیگر جنبه مهم و اساسی در حقوق شهروندی ، نظارت شهروندان بر کلیه امور جامعه است . در یک جامعه دموکراتیک و مردمی نه تنها شهروندان هیچ خط قرمزی ندارند بلکه دولت متعلق به مردم و نظارت وظیفه شهروندان است.                             
اگر قاعده‌ی مسؤولیت مشترك را، به‌شرحی كه گفته‌شد، بپذیریم؛ آن‌گاه این نتیجه حاصل می‌شود كه تلاش برای پیش‌بُرد اهداف متعالی در عرصه‌ی حقوق شهروندی، منحصر به مقابله‌ی صرف با دولت یا تحت‌فشار قراردادن دولت نخواهد بود. بلكه بستر‌سازی مناسب در جامعه و هماهنگ ‌ساختن روند فرهنگ ‌سازی در این زمینه با نظام و مناسبات اجتماعی– اقتصادی– فرهنگی در لایه‌های مختلف جامعه، اهمیت درجه اول پیدا می‌كند.

 

+ نوشته شده در Thu 29 May 2008ساعت 8:35 توسط برنا امیرزاده |