تبليغاتX
اندیشه

شاید بتوان پیشینه فمینیسم در ایران را به 100 سال پیش نسبت داد و تلاش های برابری جنسیتی را دارای تاریخی پرفراز و نشیب دانست. دیر زمانی است که زنان در ایران و حتی پیش از کشورهایی چون سوئیس از حق رأی برخوردار شده اند . اما جامعه ما نه تنها تاکنون نتوانسته است همراه با جامعه جهانی در راه برابری انسان ها گام بردارد بلکه از همان کشور سوئیس و امثال آن عقب افتاده ایم . در این میان دیدگاه های گوناگونی مطرح گردیده است که برخی قابل تأمل و بحث هستند . در این نوشتار به بررسی مفهوم فمینیسم و آسیب شناسی آن در ایران می پردازیم تا سهم کوچکی در گرامیداشت 8 مارس ، روز جهانی زن داشته باشم .

فمینیسم به کوشش های نظری و عملی به نفع زنان گفته می شود. این کوشش ها ممکن است در جامعه به شکل گفتمان ها و ایدئولوژی های فمینیستی یا در شکل فعالیت چند شخصیت یا سازمان مدافع زنان یا در ائتلاف با احزاب عمده سیاسی و یا در ادغام با جنبش های عمومی ظاهر شود . هرکدام از این کوشش ها یک عمل فمینیستی محسوب می شود. در این میان می توان کوشش های فمینیستی را بر اساس گفتمان های آن حداقل به جهار دسته تقسیم می شود : نخست، فمینیسم حقوقی ، که دفاع از حقوق برابر زنان با مردان سنگ بنای آن است. اینکه زنان نیز انسان اند و شیء یا برده و کنیز نیستند. دوم ، فمینیسم فرهنگی ، که خواستار تغییر بنیادی خانواده مردسالار است و به دنبال نهادهای جایگزین برای زنان است. در این دیدگاه دولت و نظام سرمایه داری حافظ خانواده مردسالار و این خانواده نیز به نوبه خود حافظ وضع موجود است . سوم ، فمینیسم ذاتگر است که داعیه دار تفاوت ذاتی زنان با مردان است و از برتری اخلاقی – فرهنگی زن بودن، به عنوان بهترین روش زندگی ، دفاع می کند . چهارم ، فمینیسم عمل گرای نیمه آشکار است . به یک معنا همه فمینیست ها برای پیشبرد حقوق و موقعیت زنان ار نوعی عمل گرایی پیروی می کنند ، ولی نوع چهارم فمینیسم به ادبیات ، اقدامات و مبارزات زنان بی تابلو و بی نام ، خصوصاً در کشورهای جهان سوم ، مربوط می شود . این زنان بدون اینکه بر عنوان فمینیسم تأکید کنند و یا مخالفت آشکاری با خانواده مردسالار داشته باشند ، برای ارتقای زندگی ، شغل ، سکونت ، سلامت و شأن و کرامت خود می کوشند . [1]   

آنچه از اقدامات و آثار فمینیستی در جهان امروز قابل ذکر است را می توان در سه مورد خلاصه نمود : نخست ، زیر سؤال بردن جامعه شناسی متعارف که در آن دو رویکرد "تضاد طبقاتی" و "ساختی-کارکردی" تسلط داشت. به اعتقاد فمینیست ها در رویکرد اول شکاف طبقاتی (فقیر و غنی) و در رویکرد دوم نابسامانی نهادهای اجتماعی در سیستم جامعه ، جامعه شناسان را چنان به خود مشغول کرده است که باعث غفلت آنان از شکاف اصلی جامعه، یعنی نابرابری جنسی ، شده است . این انتقادهای نظری تا آنجا پیش رفته است که هم اکنون یکی از پارادایم های نظری جامعه شناسی را پارادایم فمینیسم تشکیل داده است . از دهه 90 به بعد یکی از فصل های اصلی کتاب های درسی جامعه شناسی ، خصوصاً جامعه شناسی متأخر را کاربرد مطالبات فمینیستی و زنان تشکیل می دهد .  دوم ، مخدوش کردن تفکیک عرصه عمومی از عرصه خصوصی به عنوان یکی از اصول دموکراسی متعارف است. فمینیست ها معتقدند ، درحالی که "خانواده مردسالار" به عنوان مهم ترین مانع برابری ، در قلب عرصه خصوصی ریشه داشته و به حیات خود ادامه می دهد ، چگونه می توان از تفکیک عرصه عمومی از خصوصی دفاع کرد. یعنی درحالی که عرصه خصوصی زیر فشار دائمی مردسالاری است و در آن ، برابری و دموکراسی وجود ندارد ، چگونه می توان در عرصه عمومی ار برابری و دموکراسی دفاع کرد . از نظر فمینیست ها تفکیک عرصه عمومی از خصوصی ناشی از نگاه مردانه به جامعه جدید است . لذا آنان کوشش می کنند با شعار "هر امر شخصی امری سیاسی است" با این تفکیک به مبارزه برخیزند و از گسترش دموکراسی به عرصه خصوصی دفاع کنند . اثر سوم ، گسترده شدن تجربه و گفتمان های فمینیستی در سطح جهانی است که تحولات سریع و عمیق تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات ، به توسعه آن کمک کرده است .

به هرحال فمینیسم امروزه با تأثیرگذاری بر علوم ، سیاست و فرهنگ های گوناگون با سرعتی چشمگیر در تلاش برای برابری و همبستگی میان مردان و زنان است . با این همه در ایران روند دیگری در جریان است و تلاش های فمینیست ها توفیقی برابر با دیگر نقاط جهان نداشته است . عوامل بسیاری را در این زمینه مهم دانسته اند و بارها به دولت و مذهب تاخته اند اما به نظر می رسد مشکل درجای دیگری است چراکه چگونه امکان دارد تفکری وارد جامعه شود و با تلاش 100 ساله خود و آن هم به شیوه علمی نتواند جای خود را در جامعه باز کند .

در 100 سال گذشته و در فرایندهای نوسازی در ایران ، جامعه پیامدهای گوناگونی را از سر گذرانده و جنبش های اجتماعی زیادی را به چشم دیده است . زنان در اغلب جنبش های ایران مانند جنبش تنباکو ، مشروطه ، انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحی دوم خرداد در کنار مردان ایفای نقش کرده اند ، اما هیچگاه پویش جمعی آنان در شکل یک جنبش مستقل زنان رخ ننموده است . ایراد کار ما در آن است که فمینیسم را جنبش می دانیم درحالی که برای شکل گیری یک جنبش زنان حداقل باید چهار ویژگی فراهم باشد : اول آنکه موقعیت و شرایط زنان نسبت به مردان تبعیض آمیز باشد. دوم ، این تبعیضات توسط گفتمان های فمینیستی تبیین شده و راه های برون رفت از آن ها تا حدودی نشان داده شود . سوم ، سازمان ها و شبکه های غیردولتی و مستقل زنان شکل گرفته باشد و چهارم آنکه زنان آماده باشند برای تحقق مطالباتشان صدای اعتراض خود را به گوش دولت و نهادهای مدافع تبعیض برسانند . و این درحالی است که ما تنها یکی از آن ها را بطور جدی و مؤثر در جامعه خود شاهدیم و بقیه بسیار ضعیف عمل می کنند ؛ بدین معنا که در ایران مانند اغلب جوامع ، شکاف و تبعیض میان موقعیت زنان و مردان وجود دارد اما گفنمان ها و ایدئولوژی هایی که این وضعیت نابرابر را از زوایای گوناگون توصیف و تبیین کنند ضعیف است و راه های برون رفت ، به روشنی به بحث های عمومی تبدیل نشده است . هنوز گفتمان مرسوم خانواده که مدافع خانواده مردسالار است ، گفتمان مسلط را تشکیل می دهد . با اینکه تشکل های غیردولتی زنان ، خصوصاً پس از دوم خرداد رشد فزاینده ای داشته ، ولی هنوز این تشکل ها به عنوان حاملان حقوق زنان در میان بخش چشمگیری از زنان جامعه هویت نیافته اند و سرانجام آنکه هنوز صدایی مستقل از اعتراض زنان به گوش دولت مردان نرسیده است . به بیان دیگر ، این ضعف در سه ویژگی اخیر نشان می دهد که علی رغم رشد ادبیات و اقدامات فمینیستی ، هنوز پویش جمعی زنان در اندازه های یک جنبش مستقل ظهور نکرده است .

به نظر می رسد در آینده سه عامل به رشد این نهال نوپای برابری خواهی کمک خواهد کرد تا جامعه ما نیز در حسرت و سرخوردگی عقب ماندگی فرهنگی نماند . عامل اول ، به میزان تثبیت و تحقق مطالبات مردم سالاری مربوط می شود . زیرا تاریخ جوامع جدید و تاریخ فعالیت های فمینیستی نشان می دهد که جنبش های مستقل زنان در جوامعی اتفاق افتاده که در آن دموکراسی پارلمانی ، رعایت حقوق شهروندی و حقوق بشر تا حدودی مستقر شده است . در چنین فضایی زنان توانسته اند از حقوق خود بطور مستقل دفاع کنند . عامل دوم ، تطبیق ادبیات فمینیستی با شرایط جامعه ایران است . به نظر می رسد جامعه ایران در معرض ادبیاتی فمینیستی قرار گرفته ولی در تطبیق این ادبیات هنوز کارهای جدیی صورت نگرفته است تا بتوان از پتانسیل های موجود در ایران برای توسعه این مفهوم استفاده کرد و با شفاف سازی و آموزش از انحراف جریان جلوگیری کرد که نمونه آن رواج و تبلیغ مخالفان فمینیسم به عنوان جریانی که فساد و بی بند و باری خانواده را رواج می دهد یاد می کنند . عامل سوم نیز تقویت جریان آموزش زنان برای داشتن و خواستن حق برابری است که اخیراً حرکت هایی بسیار شگفت انگیز در این زمینه  شاهدیم .

 



1.       کاستلز، مانوئل؛ عصر اطلاعات ، صص 242- 244 .

+ نوشته شده در Sat 8 Mar 2008ساعت 23:32 توسط برنا امیرزاده |


عرصه سیاست در سالیان گذشته مانند فرهنگ عمومی ایران همواره پر از حقیقت گریزی ، پنهان کاری و فرافکنی بوده است . این جو با انحصار رسانه ای تقویت شده و بارها جامعه را به بحران کشانده اما جالب آنجاست که با وجود تجربه شکست نیز راه گذشته را ادامه می دهیم . تقصیر را به گردن دیگران انداختن و انکار واقعیات جامعه به عاداتی سیاسی در کشور ما تبدیل شده و با پنهان کردن معضلات جامعه با فرستادن کارت تبریک برای خود به خودمان روحیه می دهیم و برای دوره بعدی انتخابات تبلیغ کنیم !
اخیراً خبری خواندم که ... !!! حتماً شنیده اید که جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد تندیس نماد صلح و دوستی را از یکی از مسئولین کشورمان دریافت کرده اند . البته "انشاالله" مبارکشان باشد ! اما نمی توانم تعجب خود را از این موضوع پنهان کنم و آن را نادیده بگیرم . در حالی که کشور ما نسبت به همین دو سال پیش در انزوا قرار گرفته و جز با کشورهای سوریه ، ونزوئلا و امثال آنها در ارتباط کامل نیستیم ، و صلح اجتماعی نیز در درون کشور بیش از هر زمانی متزلزل می نماید ، بهتر نبود به جای حذف صورت مسئله و گریز از واقعیات از رئیس جمهورمان می خواستیم به بحران اجتماعی سامانی بخشد و از کارشناسان در این زمینه استفاده کند ؟ به نظر می رسد سرپوش گذاشتن بر واقعیات جامعه چون آتشی زیر خاکستر است که با کوچکترین اشتباهی می تواند جامعه ای را در کام نابودی کشاند . افزایش درگیری های خیابانی ، رشد چشمگیر دعاوی در دادگستری ، آمار بی سابقه خود کشی و ده ها معضل اجتماعی دیگر حاصل همین پنهان کاری ها ست که می توان با درمان به موقع آن ها امروز بجای نقد اهدای یک تندیس ، آفریننده آن را تحسین کرده و به آن ببالیم .
البته هنگامی که دیدیم "رئیس جمهور اصلاح طلبان ، جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی" ، حتی از بیان یک تبریک به برنده ایرانی جایزه صلح نوبل دریغ کرد و از سوی دیگر مقامات بلند پایه کشورهای گوناگون برای وی پیام تبریک فرستادند ! و  مسئولین ما چنین رویداد بزرگی را نادیده می انگارند ، این روزها چندان هم دور از ذهن نبود . حال کارمان به جایی رسیده که خود از صلح و دوستی خودمان تعریف می کنیم و از سوی دیگر صلح "رژیم" اسرائیل و "دولت مستقل" فلسطین را رد می کنیم ! ندای نابودی سر می دهیم و شعار "مرگ" را سمبل صلح خود می دانیم ! در همزیستی کردها و بلوچ ها و قومیت های دیگر و حتی مسلمانان شیعه و سنی درمانده ایم ! شاید من تعریف صلح را نمی دانم و شاید نباید بدانم !
این رسمی است که در ایران همواره دیده شده و به عرف مقامات ایران تبدیل گشته است ! در زمان "برکناری" هر فرد از مدیریت ، او را "الگویی" از لیاقت و شایستگی می نامیم و کارت تبریکش را تقدیم می کنیم ، یا به پاس زحمات "بی مثال" وی و خدمات "بی سابقه او پس از انقلاب" تجلیل ها می شود و کارت تبریک خود را می گیرد و مدیر بعدی بیان می کند "ویرانه ای" تحویل گرفته است !!! و یا او را اسطوره سازندگی پس از انقلاب می دانیم اما مدیر بعدی خواهان عذر خواهی او به دلیل خیانت به کشور است !!!
 سالانه حداقل 20% به صادرات کشور افزوده می شود ، تولیدات داخلی هر سال بالاترین نرخ رشد را داراست ، در هر دوره مدیریتی بیشترین توسعه پایدار را داریم ، آمار تصادفات ، قاچاق و درگیری ها هر سال حداقل 10 % کاهش داشته ، سالانه در بسیاری از موارد به خودکفایی می رسیم ، همه کشورها از قدرت ایران در منطقه حساب می برند ، تورم هم که نداریم یا بسیار ناچیز است ! هزاران آمار اینچنینی هدیه هر مدیر در زمان پایان حکومت خود است !!! اکنون نیز به ادعای رئیس جمهور محبوب و مردمی ، ایران قدرت اول جهان است ! به راستی اگر این ها واقعیت بود ما در حال حاضر حتی بدون درنظر گرفتن منابع غنی طبیعی نیازی به انرژی هسته ای داشتیم که بخواهد این همه سختی را برای بدست آوردن حق مسلم خود به "جامعه" تحمیل کنیم ؟!
راستی یک سوال  : چرا در حالی که ما پیروزی اخیر انرژی هسته ای را جشن می گیریم ، روسیه و چین با 4 کشور کذایی دیگر برای تحریم های بیشتر علیه ما هم داستان شده اند ؟!
فرضیه : کارت تبریکی برای خود !   

+ نوشته شده در Wed 5 Mar 2008ساعت 8:31 توسط برنا امیرزاده |