تبليغاتX
اندیشه

ای روزها بحث انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا ، گفتمان غالب سیاست خارجی در تمام کشورهای دنیا است ! چراکه تأثیر سیاست های این دولت، بی تردید در تمامی جنبه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و... کشورهای گوناگون به وضوح قابل مشاهده است . مثبت یا منفی بودن این تأثیر، محل بحث نیست ؛ زیرا آن چه از نظر من دارای اهمیت است ، آن است که در حال حاضر این امر وجود دارد و هر کشور باید با اتخاذ راهکارها و سیاست های خاص خود ، از این حقیقت در راستای منافع خود بهره جوید .   
روز گذشته شبکه CNN میزگردی در زمینه "انتخابات ریاست جمهوری ایلات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران" برگزار کرد و بحث های بسیاری در این مورد میان کارشناسان صورت گرفت و در پایان، مجری برنامه با ذکر این مطلب که معادله ای چند مجهولی در این زمینه وجود دارد و نمی توان گفت شرایط و دیدگاه های کدام کاندیدا با سیاست های ایران قابلیت هماهنگی دارد ، گفتگو را به پایان برد . پس از برنامه این سؤال برای من مطرح شد که آیا به راستی این یک معادله چند مجهولی است ؟!!!
آنچه انتخابات این دوره آمریکا را جذاب ساخته و گروه های گوناگون را به واکنش های دیدنی واداشته ، فارغ از سیاست های خارجی جنجال برانگیز این کشور در عرصه بین المللی و نقش آن در صلح و امنیت بین المللی ، تنوع تحسین برانگیز کاندیداها در این دوره است . زنی با تجربه ، سناتوری با حضور فعال در دو دهه گذشته و حقوق دانی برجسته چون هیلاری کلینتن ، رنگین پوست کنیایی و سناتوری جوان و خوش فکر با شعارهایی متفاوت و تحول گرا ، چون باراک اوباما و کاندیدایی جمهوری خواه ، قاطع و فرمانداری محبوب اما سختگیرچون مک کین !
انتخاب هرکدام از این افراد بی تردید تحولی عظیم در سیاست آمریکا  و همچنین در سطح جهانی ایجاد خواهد کرد . انتخاب مجدد جمهوری خواهی چون مک کین ، پس از هشت سال سیاست خشونت در برابر خشونت و حتی خشونت برای پیش گیری از خشونت ، می تواند با اتکا به پشتوانه رأی مردمی سیاست های خود را با قدرتی بیش از پیش و بی مثال در کل دوران تاریخ آمریکا به پیش برد و از سوی دیگر به قدرت رسیدن یک زن دموکرات ، تأثیری به مراتب بیشتر خواهد گذاشت و نشان از گرایش ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در Sun 10 Feb 2008ساعت 23:17 توسط برنا امیرزاده |

رئیس قوه قضائیه ایران با صدور بخشنامه ‌ای اعدام در ملأ عام را ممنوع و اجرای آن را منوط به موافقت شخصی خود و آن هم تنها در صورت "ضرورتهای اجتماعی" کرده است و انتشار عکس و تصاویر مربوط به اعدام در رسانه ‌ها نیز ممنوع شده است.
آنچه بدیهی است آن است که این عمل پیروزی کوچک اما مفید برای مدافعان حقوق بشر است . کوچک از آن جهت که ما خواهان لغو کامل آن هستیم نه پنهان کردن آن ولی مفید از آن جهت که رشدی هرچند کوچک در این زمینه داشته ایم .
اما اینکه چرا این بخشنامه صادر شده است نیز می تواند مهم و مفید باشد .
در شرایطی که ایران با موج فزاینده ای از رشد اعدام روبه رو است و به خصوص اعدام کودکان بسیار رواج دارد و هم زمان با اعلام صدور این بخشنامه ۵ نفر اعدام می شوند و حکم ۴ مفسد اقتصادی نیز مبنی بر اعمال مجازات اعدام صادر می گردد  این سوال مطرح می شود که عامل اصلی صدور این بخشنامه چیست ! دلایل علمی یا مصالح سیاسی ؟
ایران بارها توسط مراجع بین المللی برای اعمال بی رویه مجازات اعدام محکوم شده است و مخالفان داخلی بسیاری نیز با آن مبارزه می کنند اما همواره دولت ایران بر آن اصرار ورزیده و حتی آن را تشدید کرده است .

محمد سیف زاده، وکیل دادگستری و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، می گوید که علت رایج شدن اعدامهای علنی در ایران غلبه تفکر ارعاب و ارهاب (ایجاد ترس و وحشت) در زمینه مجازاتها، یعنی پایین آوردن آمار جرائم از طریق اجرای اعدام در ملآ عام بر مجازاتهاست. وی به تصویب قانونی در سال 1352 در ایران اشاره می کند که بر اساس آن، مجازات با هدف ارعاب و هراس آفرینی ممنوع شده و پس از آن نیز در قانون اساسی جمهوری اسلامی، هدف از مجازات، اصلاح مجرمان بیان شده است.

اما با وجود صراحت قانون اساسی، در ایران تفکر ارهاب در مجازات حاکم شد اما اجرای علنی مجازات ها به جای آنکه به کاهش جرم بینجامد، آمار ارتکاب به جرائم را بالا برد و از سوی دیگر، بازتاب منفی بین المللی به همراه داشت.

اینکه دولت ایران با آگاهی نسبت به رویکرد حقوق بشری غرب، رسماً و علناً موارد روزافزون اعدام را به اطلاع جهانیان رسانده و بیش از گذشته بر اجرای علنی آن پای فشرده، از دید ناظران نوعی بی اعتنائی عمدی و آگاهانه نسبت به وجهه بین المللی ایران در زمینه حقوق بشر به شمار می رود. بدین ترتیب، شاید بتوان تصمیم رئیس قوه قضائیه ایران در محدود و متوقف کردن اعدام های علنی را تلاشی برای بهبود وجهه بین المللی  کشور به حساب آورد.

 از آنجا که مخالفت اغلب جرم شناسان و جامعه شناسان با اجرای علنی اعدام و آثار سوء آن بر جامعه یافته تازه ای نیست می توان این گونه استنباط کرد که این امر صرفا سیاسی و برای کاهش هزینه هاو فشارهای بین المللی است . این دلیل زمانی بیشتر تایید می شود که قبلا و مطابق دستور آیت الله شاهرودی اعمال مجازات سنگسار نیز با محدودیت هایی مواجه شده بود اما در عمل شاهد صدور و اعمال آن بودیم و در عمل بخشنامه هایی از این دست تنها صادر کی گردد و از همان بدو صدور نیز متروک می ماند ! از سویی اگر این تصمیم کارشناسانه  و از لحاظ علمی به این امر رسیده اند که آثار روانی آن برای شهروندان مضر است چرا باید این حق را قائل شد که بتوان با موافقت رئیس قوه قضاییه این یافته علمی نقض شود ؟ و یا اساساْ ضرورت های اجتماعی چیست و مصادیق آن کدام است ؟ ایا ضرورت اجتماعی بیش از سلامت روانی شهروندان هم وجود دارد ؟  

 

 

+ نوشته شده در Thu 31 Jan 2008ساعت 7:58 توسط برنا امیرزاده |