|
کمیته ای در سازمان ملل با هدف امحاء نهایی حکم اعدام در سراسر جهان، رای به تعلیق مجازات اعدام در جهان داده است. این رای که بعد از دو روز بحث پرحرارت از سوی مخالفان و موافقان عملی شد، کشورها را قانونا ملزم به متوقف کردن حکم اعدام نمی کند با این همه از نظر حامیان حقوق بشر همین مرحله هم نشانه تغییر جدی دیدگاه جهانی در خصوص مجازات اعدام است.کمتر پیش می آید که هیات های ایران و آمریکا در سازمان ملل در خصوص قطعنامه ای هم نظر باشند اما موافقت با مجازات اعدام از معدود موضوع هایی است که می تواند مقامات این دو کشور را هم رای نشان بدهد.ایران و آمریکا از جمله 52 کشوری بودند که در کنار چین، هند، سنگاپور و اغلب کشورهای مسلمان با تعلیق مجازات اعدام که با پیشنهاد ایتالیا به رای گذاشته شد، مخالفت کرده اند. | ||
برای مشاهده متن کامل خبر اینجا را کلیک کنید .
توسعه کلمه ای است که حتی اگر تعريفی از آن نداشته باشيم ، زيبا می نمايد و به همين دليل هر روزه خود را در ميان هزاران نام از هزاران گونه توسعه اسيرمی بينيم ، از توسعه فرهنگی و اقتصادی گرفته تا توسعه ارتباطات و علم و در جوامع گوناگون از اساسی ترین دغدغه های ذهنی اندیشمندان و متفکران بوده است که تا کنون به اجماع خاصی دست نیافته اند .
در مفهوم علمی ، توسعه ، مبین یک نوع "بازسازی کامل جامعه" و به عبارت دیگر در تحول تمدنی به تمدن دیگر است . در این معنا فرایند توسعه عبارت است از : توانایی بازسازی تمام نهادهای یک جامعه بر اساس یک اندیشه و شناخت محوری جدید. توسعه بر قوائد ، اصول و قوانین منظم و مشخص مبتنی بر عقلانیت قوام می یابد. در نتیجه توسعه كوششی است برای ایجاد تعادلی تحققنیافته یا راهحلی است در جهت رفع فشارها و مشكلاتی كه پیوسته بین بخشهای مختلف زندگی اجتماعی و انسانی وجود دارد.
از آنجا که به عقیده نگارنده توسعه نه یک پدیده یا هدف و حتی یک فرایند بلکه صرفاً یک توانایی است که ملتی را قادر می سازد درتمامی ابعاد و جنبه های زندگی خود تغییراتی را در جهت داشتن زندگی بهتر و مطابق شأن انسانیشان اعمال نمایند . امروزه دیگر نمی توان کشورهایی را که توانایی تغییرهر یک از این جنبه ها را نداشته باشند ، حتی در حال توسعه نامید و لذا کشورهای ایدئولوژیست را که صرفاً حول یک اندیشه محوری می چرخند باید در لیست کشورهای غیرقابل توسعه قرار داد و از سوی دیگر هیچ کشوری را نمی توان توسعه یافته دانست چراکه این مفهوم خود مفهومی پویاست و حتی پیشرفته ترین جوامع نیز همواره محتاج این توانایی می باشند .
بر این اساس می توان کشورها را این گونه تقسیم بندی نمود :
1. کشورهای در حال توسعه
الف : کشورهای بیشتر توسعه یافته
ب : کشورهای کمتر توسعه یافته
2. کشورهای غیرقابل توسعه
در این معنا کشورهایی در حال توسعه می باشند که توانایی هرگونه تغییر بنیادین در کلیه جنبه های توسعه را دارند حتی اگر مدتی حرکت رو به جلو آنان متوقف باشد .
کشورهایی که به هر نحو حتی در یکی از جنبه های جامعه توانایی تغییر را نداشته باشند و به یک ایدئولوژی پایبند باشند ، صرفاً پیشرفت دارند و نه توسعه .
کشورهای گروه کمتر توسعه یافته نیز کشورهایی هستند که در مرحله گذار از غیر قابل توسعه بودن به مرحله ای از توسعه یافتگی بالا بسر می برند .
در این مقاله نظر اندیشمندان و مکاتب متعددی بیان گردیده و انتخاب آنان به گونه ای بوده که تقریباْ تمام نظرات (از غربی تا اسلامی) موجود در این زمینه بیان گردد و انواع توسعه با اختصار شرح داده شده است .