آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان در سالگرد فروریختن دیوار برلین و اتحاد دو آلمان اظهار داشت:
"منشا فرو ریختن این دیوار، عشق به آزادی بود."
به امید فروریختن همه دیوارهایی که میان انسانیت، اقوام، نژادها و مذاهب کشیده ایم.
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل ازمردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف(مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:
"آلفرد نوبل، دلال مرگ ومخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود. امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل،جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد.
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است
با بیش از ۲۰۰۰ روزنامه، حدود ۸۰۰۰ مجله، صدها ایستگاه رادیو و تلویزیونی، جمهوری خلق چین یکی از غولهای رسانهای در سطح جهان است، اما این دورنما سخت فریبنده است. دفتر تبلیغات حزب کمونیست چین، بر تمام انتشارات نظارت کامل دارد و ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی دولتی هستند.
سانسور به طور روزمره در کشور اعمال میشود. حدود ۴۰ هزار کارمند بر شبکهی اینترنت نظارت میکنند و ارتباط کاربران را با تارنماهای "نامطلوب" قطع میکنند. کافههای اینترنتی باید مشخصات کاربران را تا ۶۰ روز نگهداری کنند. اگر کسی جرأت کند و به دنبال مفاهیمی "خطرناک" مانند "دیکتاتوری"، "تبت" و "دموکراسی" برود، سروکارش با زندان و شکنجه است. بنا به برآوردهای آماری، در چین بیش از ۲۲۸ میلیون نفر به شبکه اینترنت وصل هستند. شرکتهای بزرگی مانند یاهو و گوگل از این فرصت کمال بهره را میبرند، اما خدمات خود را تنها به دولت عرضه میکنند.
یگانهای ویژه در شکار کاربران اینترنت
بنا به گزارش سازمان "گزارشگران بدون مرز" بسیاری از دولتها با اینترنت سر دشمنی دارند. برای نمونه در ویتنام یگانهای ویژهای برای جلوگیری از "جنایتکاران کامپیوتری" فعالاند، و منظور مخالفان دولت و فعالان حقوق بشر هستند. سیستم مشابهی نیز برای کنترل دسترسی به اینترنت در سوریه تشکیل شده است.
در کره شمالی سانسور اینترنتی وجود ندارد، به این دلیل ساده که در این کشور از اینترنت خبری نیست. تنها عدهای از مأموران وفادار به دولت به اینترنت دسترسی دارند. همه رسانههای جمعی در این کشور زیر مراقبت دایمی نهادهای کنترل دولتی قرار دارند. به عقیده سازمان "گزارشگران بدون مرز" کره شمالی در سراسر جهان از نظر آزادی بیان، در آخرین ردهها قرار گرفته است.
در کوبا نیز تنها توریستها و شمار اندکی از شهروندان وفادار به دولت از ارتباط اینترنتی برخوردار هستند. در ونزوئلا به تازگی دولت با دستاویز "دموکراتیزه کردن رسانههای جمعی" تعداد ۳۴ ایستگاه رادیویی را به صورت فلهای توقیف کرده است.
حفظ نظام جمهوري اسلامي ايران از اداي نماز واجبتر است
عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، و همانا عبادت پر اندیشه کردن در امر خداست .
تحف العقول ، ص (۴۶۶)
چند سالیست روز 29 اکتبر - 7 آبان ماه به عنوان روز ((جهانی)) کورش کبیر در نظر گرفته شده است .
۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
این روز هرساله در کشورهای گوناگون به عنوان ستایش کورش به جهت ایجاد تحول در زمینه حقوق بشر جشن گرفته می شود.
در هشتمین ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات که از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر شده است، ایران در میان ۱۷۵ کشور، در رده ۱۷۲ قرار گرفته است.
در این گزارش که سهشنبه منتشر شده، آزادی مطبوعات در ایران تنها از سه کشور ترکمنستان، کرهشمالی و اریتره در وضعیت بهتری قرار دارد.
ترکمنستان، کره شمالی و اریتره از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز به عنوان «کشورهای جهنمی» برای آزادی مطبوعات معرفی شدهاند.
ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات در جهان، همچون هفت سال گذشته از سوی گزارشگران بدون مرز با همکاری صدها تن از روزنامهنگاران و کارشناسان رسانهها تهیه شده و انتشار یافته است.
جدول ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات، محدوده زمانی ١٠ شهریور ١٣٨٧ (اول سپتامبر ٢٠٠٨) تا ١٠ شهریور ١٣٨٨ (اول سپتامبر ٢٠٠٩) را در بر میگیرد.
در ۱۰ سال گذشته در ایران حدود ۳۲۰ نشریه تعطیل شده اند! این آمار در کشور فرانسه ۰ و در آلمان ۰ می باشد در ضمن کشورهای سوئد و دانمارک و انگلستان و آمریکا نیز با ۰ نشریه تعطیل شده در این مدت از رقیبان سرسخت این کشورها می باشند.
اینکه میانگین مطالعه در ایران بسیار پایین است موضوع تازه ای نیست و هرساله این موضوع تکرار می شود اما این فرهنگ روز به روز تقویت می شود و راهکاری بنیادین برای آن در نظر گرفته نشده است.
بسیاری موارد را دولت باید اصلاح کند مانند تقویت نظام آموزشی و اصلاح بنیادین آن، آزادسازی دانشگاه ها از سلطه دولت، جریان آزاد اطلاعات، کمک به نشر کتاب و امثال آنها اما برخی موارد نیز در فرهنگ ایرانیان رسوخ پیدا کرده است برای مثال می توان به قصه های پیش از خواب اشاره کرد. در فرهنگ ایرانی قصه می گوییم تا بچه را بخوابانیم در حالی که هدف قصه بیداری است نه خوابیدن!
نویسنده ای که زحمات شبانه روزی خود را برای نوشتن یک کتاب برخود تحمیل می کند هدفی بسیار بالاتر از خواندن صرف دارد. در پس هر جمله کتاب اهداف ارزشمندی نهفته است که حاصل علم و تجربه یک انسان است و گاه تاریخ انسانیت است. و کتابهای کودکان عصاره این فرهنگ و تاریخ است که به زبانی ساده درپی روشن کردن ذهن کودکان و آماده ساختن آن ها جهت یدگیری بیشتر است. اما این هنر امروزه درگیر غفلت ما ایرانیان است. استفاده از قصه برای خواباندن خود جنایتی است علیه فرهنگ ادبیات و کتابخوانی در ایران که کسی در پی اصلاح آن نیست. امروزه حتی لالایی ها نیز به واژه هایی موهوم و به ظاهر آهنگین ختم می شود و اثری از خلاقیت و اموزش در آنها به چشم نمی خورد.
شاید اکنون بیشتر درک می کنیم که چرا در دانشگاه هنگام مطالعه کتابهایمان خواب را نیز در کتابخانه به همراه می بریم! این عادتی است که از کودکی در نهاد ما گذاشته شده است که جز با ترک آن نمی توان از مطالعه لذت برد و واژه واژه های آن را درک کرد.
اعطای بسیاری از جایزه های نوبل ۲۰۰۹ به آمریکا به نوبل صلح مختوم نشد و بیست و چهارمین جایزه نوبل اقتصاد نیز ازان آمریکایی ها شد تا کلکسیون این کشور رنگین تر شود.
اعطای نوبل های شیمی، پزشکی، صلح و اقتصاد به آمریکا را می توان نشان از سرمایه گذاری این کشور در علوم گوناگون، وجود امنیت و امکانات برای محققان دانست و کشورهای درگیر در سیاست های خرد همچنان در بیرون گود با حسرت به آن می نگرند.
خبر اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما بی تردید غافلگیر کننده ترین خبر بود. شاید اگر قرار بود ۵۰ کاندیدا را اعلام می کردند در خوشبینانه ترین حالت اوباما را پنجاهمین کاندیدا می دانستم. اوباما و نوع گفتمان وی و تحولی که در گفتگو ایجاد کرده است هم قابل تقدیر است و هم قابل ستایش اما رسم بر آن بوده که این جایزه به افرادی برسد که تلاش های آنان مستمر بوده و در گذشته خدمات شایانی به پیشبرد ان داشته اند که اوباما این شرایط را نداشت و افرادی بسیار شایسته تر وجود داشتند. اما نکته مثبت در این انتخاب آن است که اعطای این جایزه به فردی که قدرتمندترین دستگاه دیپلماسی جهان را اداره می کند و خود فردی صلح دوست و گفتگو طلب است نشان دهنده گرایش اعطاکنندگان به آینده صلح در جهان است تا به گذشته فعالیت ها! اعطای این جایزه اولا سطح توقعات از اوباما را افزایش داده و در ثانی گام های صلح طلبانه اوباما را تقویت خواهد کرد.
به هر حال آنچه مهم است صلح است و امیدوارم این عمل به ظاهر برنامه ریزی شده برای صلح برای جهان مفید واقع گردد.
شهری بود كه در آن همه چیز ممنوع بود. و چون تنها چیزی كه ممنوع نبود بازی الك دولك بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با بازی الك دولك میگذراندند. و چون قوانین ممنوعیت نه یكباره بلكه به تدریج و همیشه با دلایل كافی وضع شده بودند، كسی دلیلی برای گله و شكایت نداشت و اهالی مشكلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند. سالها گذشت. یك روز بزرگان شهر دیدند كه ضرورتی وجود ندارد كه همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه كوچه و بازار كردند تا به مردم اطلاع بدهند كه میتوانند هر كاری دلشان میخواهد بكنند.جارچیها برای رساندن این خبر به مردم، به مراكز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند:"آهای مردم!آهای...!بدانید و آگاه باشید كه از حالا به بعد هیچ كاری ممنوع نیست."مردم كه دور جارچیها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراكنده شدند و بازی الك دولكشان را از سر گرفتند.جارچیها دوباره اعلام كردند:"میفهمید؟شما حالا آزاد هستید كه هر كاری دلتان میخواهد ، بكنید."اهالی جواب دادند:"خب!ما داریم الك دولك بازی میكنیم."جارچیها كارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند كه آنها قبلا انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند. ولی اهالی گوش نكردند و همچنان به بازی الك دولكشان ادامه دادند؛بدون لحظهای درنگ.جارچیها كه دیدند تلاششان بینتیجه است، رفتند كه به امرا اطلاع دهند.امرا گفتند:"كاری ندارد!الك دولك را ممنوع میكنیم."آن وقت بود كه مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را كشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الك دولك را از سر گرفتند
بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران، در کمتر از 30 دقیقه ۵۰٪ سهام مخابرات ایران در ازای " 8میلیارد دلار" به نهاد "خصوصی" سپاه واگذار گردید تا "خصوصی سازی" در ایران با تمام قوا به پیش رود و مردم که صاحبان اصلی ثروت های ملی هستند خود کنترل دارایی خویش را بر عهده گیرند. از آنجا که از بنیادین ترین اهداف خصوصی سازی ایجاد رقابت و در نتیجه رشد کیفیت خدمات است از این پس مخابرات و ایرانسل به عنوان دو رقیب عمل خواهند کرد. البته سپاه با کنترل خود بر هردو نهاد مراقب خواهد بود که رقابت سازنده باشد و با ایجاد وحدت، از بروز رقابت های ناسالم جلوگیری نماید.
سیام شهریورماه سال 1377، یادآور روزی پرافتخار برای مردمان ایران زمین و نظام جمهوری اسلامی ایران است، روزی که رئیسجمهور محبوب ایران باسخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نگاهها به ایران را تغییر داد و همین سخنرانی موجب شد تا سال 2001میلادی به عنوان سال گفتگوی تمدنها نامگذاری شود.
به همین بهانه لینک متن کامل سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را در ادامه مطلب می آید تا بار دیگر آن را بخوانیم و به آن افتخار کنیم.
حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم خیر
30 سال پیش مردم ایران در اندیشه آزادی و منع تجاوز با حرکتی مردمی کاخ های سلطنت را فروریختند تا دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را نهادینه کنند تا افرادی خودشیفته که خود را عقل کل در جهان می دانند و به بهانه حمایت از حقوق مردم، با تجاور به حقوق آن ها، انسانیت را از بین ببرند و بر مردم ظلم و ستم روا می دارند، مبارزه کنند. مردم ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی که نتیجه انقلاب نرم ملت بی دفاع در برابر نظام دیکتاتوری تا دندان مسلح بود در پاسخ به پیام رهبر انقلاب در آخرین جمعه ماه رمضان به خیابان ریختند تا پیام قیام در برابر ظلم را به گوش دیکتاتورها و مستبدان جهان برسانند و به ملت های دربند بگویند تنها ندای آزادی است که بر رعد مسلسل پیروز است و ایمان به هدف و تداوم در حرکت، پیروزی را به ارمغان می آورد. آری فلسفه روز قدس جنگ نبوده و نیست، بلكه جنگ ستیزیست. پیام روز قدس نژاد پرستی و تمامیت خواهی نبوده و نیست، بلكه آزادیست، آزادی آنانی كه زور ندارند، زر ندارند و دروغ و تزویر و ریا را محكوم می كنند. ملت ایران در طول تاریخ نشان داده اند که هرگز جنگ طلب نبوده اند بلکه همواره قربانی جنگ طلبی های دیکتاتورهای جهان یا بی خردی حکام ایران بوده اند.
روز قدس امسال را با شکوه تر از همیشه بجا می آوریم، تا همه بدانند که تجاوز بد است، هر کجای جهان و توسط هر کس که باشد، به زمین باشد، به مال باشد، به اعتقادات و اندیشه های مخالف باشد و یا به ناموس! امسال ملتی به قدمت تمدن، از دنیا و خصوصا ملت فلسطین که نه تنها طعم تلخ تجاوز را چشیده اند بلکه همواره و همه ساله مورد توجه ویژه مردم و دولت ها نیز بوده اند، دعوت می کند که درهمبستگی با ما، سبز بیندیشند و بجای ندای مرگ ندای صلح سردهند.
پیاممان در روز قدس این است: تجاوز ممنوع !
اخیراً شهرداری بوشهر اقدام به ساخت سرعت گیرهای متعددی در سطح شهر کرده است که نه تنها فضای شهر را زشت کرده، باعث شده است رانندگان در پی هر سرعت گیر نفرینی نثار مسئولین کنند.
شهرداری اقدام به ساخت سرعت گیرهای با مهندسی نوین کرده است و با رنگ آمیزی آن به تزیین شهر پرداخته است. سرعت گیرهای جدید گرچه دارای عرض وسیع تری هستند و به نظر می رسد بالاخره شیوه مدیریت آزمون و خطایی جایی نتیجه داده است اما باید خاطر نشان کرد اولا در میزان صدمه ای که به وسایل نقلیه وارد می کند چندان تأثیری ندارد و ثانیاً مشکل ما عرض کم یا زیاد آن نیست بلکه نفس وجودی آن است. بهتر است بجای یادگیری شیوه سرعت گیر سازی و الگو قرار دادن شیراز، روی زیر ساخت ها کار شود و شهرداری بجای الگو قرار دادن شهرداری ناکارآمد شیراز، برلین را الگو قرار دهد که حتی اقدام به جمع آوری چراغ های راهنمایی کردند تا مردم راحت تر باشند و آرامش را به رانندگان و عابران پیاده هدیه دهد. بهتر آن است که هزینه ها بجای آنکه در کارهای موقتی صرف شود در حیطه آموزش و طولانی مدت سرمایه گذاری شود تا خیابان های ما به رانندگان و عابران پیاده با هم آرامش دهد. ضمن آنکه به دلیل وجود سرعت گیرهای زیاد در سطح شهر، این استراتژی کارایی خود را از دست داده است؛ شاید اگر در هر خیابان یک یا دو سرعت گیر وجود داشت ماشین ها رعایت می کردند تا به ماشین خود آسیب کمتری برسانند اما وقتی در هر خیابان چند سرعت گیر، چندین چاله و چندین سرپوش فاضلاب که 20 سانتی متر از سطح آسفالت بالا یا پایین تر است و برش های آسفالت رها شده و خاک های ریخته شده در خیابان باشد ، انگیزه ای برای رعایت کردن وجود ندارد و فرض هر راننده ای آن است که خیابان های شهر ایمن نیست و پس از مدتی باید برای عرض ادب خدمت جلوبندی کاران رسید و چند روز زود تر و دیرتر چندان اهمیتی ندارد.
تا زمانی که قانون های غیر کارشناسی بر جامعه حاکم باشد، آموزش شهروندان بی اهمیت تلقی گردد و مدیریت اجرایی همکاری با شهروندان به مانع تراشی سوق داشته باشد نمی توان انتظار داشت این مشکلات حل شود حتی اگر در خیابان ها دیوار بکشید. شاید برای نمونه از خیابان عاشوری بتوان یاد کرد که با نیم نگاهی به موانعی که با هزینه های کلان در وسط خیابان کاشته اید می توان این نکته را برداشت کرد که ایجاد مانه بدون فرهنگ سازی کاری عبث است.
در این موارد اولین پاسخ مسئولین آن است که مردم رعایت نمی کنند و من هم با شما موافقم اما تا کنون چند بار تلاش کرده اید به مردم آموزش دهید و به آن ها نزدیک شوید، مدیران ما از آنجا که تمایل به بازدهی زود هنگام دارند تا در دوره مدیریتی خود کارنامه روشنی بجا گذارند از برنامه های طولانی مدت گریزانند و از آنجا که فرهنگ سازی پروسه ای طولانی است مدیران علاقه ای به اجرای آن ندارند.
نکته دیگر آنکه در سال 88 بودجه ساخت سرعت گیر توسط شورای اسلامی شهر بوشهر از بودجه پیشنهادی شهرداری حذف گردید و این به معنای آن است که ساخت سرعت گیر باید از دستور کار شهرداری خارج شود اما ظاهراً شهرداری تنها شکل قضیه را تغییر داده است و بجای سرعت گیرهای پلاستیکی، به ساخت سرعت گیرهای آسفالتی روی آورده که نیازی به بودجه ندارد و این به معنای دور زدن تصمیمات شورای شهر است که البته این نقد نیز به اعضای شورای شهر وارد است که چرا تصمیماتشان آنقدر موسع است که به راحتی می توان از آن تخلف کرد و دیگر آنکه نظارتشان آنقدر ضعیف است که شهرداری با دلی آسوده کار خود را انجام می دهد.
در پایان باید گفت معنی سرعت گیر ۲ جمله بیش نیست:
۱. مردم نمیفهمند پس جلوی آن ها را می گیریم!
۲.ما (مسئولین) در آموزش ناتوانیم پس مانع می سازیم!
ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم ..
دکتر شریعتی
برای دیدن عکسی نادر از دکتر شریعتی اینجا را کلیک کنید
بعد از ۳ ماه دوری از وب دوباره اومدم و متاسفانه بنا به دلایلی برخی از مطالب گذشته را پاک کردم! امیدوارم این مشکلات دوباره پیش نیاد.
متن کامل این سخنرانی در ادامه مطلب در دسترس شماست. منتظر نظرات شما هستم.
راس بلکنر، هنرمند آمریکایی اخیرا توسط سازمان ملل متحد به عنوان سفیر حسن نیت هنرهای زیبا برگزیده شده است.بلکنز برای کمک به درمان روحی کودک- سربازان اوگاندایی که به اجبار در جنگ های داخلی این کشور به خدمت گرفته شده اند به هنرنقاشی متوسل شده است. این هنرمند که برای مدت دو هفته به کشور جنگ زده اوگاندا سفر کرده بود آثار نقاشی کودک - سربازان اوگاندایی را در نیویورک به فروش گذاشته است و کلیه عواید حاصله از آن را نیز صرف کمک به این کودکان و درمان آن ها خواهد کرد.
این نقاشی ها عمدتا کار کودکانی است که شورشیان ارتش مقاومت مسیح در اوگاندا آن ها را ربوده و به اجبار به سربازی برای خود گرفته بودند.
راس بلکنر و آثار نقاشی او بیش از ۲۰ سال است که در سطح جهانی مطرح بوده است اما او به اندازه چهره های سرشناس دیگری که معمولا توسط سازمان ملل برای مقام سفیر صلح و یا سفیر حسن نیت برگزیده می شوند معروفیت ندارد. بلکنر در طول سال ها با کمک گرفتن از نقاشی، به هنر درمانی روحی کودکان آسیب دیده پرداخته است. کودکانی که به اجبار در سنین پائین به سربازی گماشته می شوند و هم چنین دختر بچه هایی که در منطقه گولو در اوگاندا ربوده می شوند تا به عنوان برده جنسی به فروش برسند.
در پروژه تازه راس بلکنر که به همت سازمان ملل متحد به اجرا درآمده است ، این هنرمند توانسته است از طریق هنر نقاشی به درون روح قربانیان خردسال این وقایع نقب بزند. بیش از ۲۵ قطعه نقاشی از آثار این کودکان خردسال صدمه دیده بیانگرتجربیات دردناک آن ها به عنوان برده و کودک – سرباز می باشد.
بلکنر می گوید:« در ابتدا کار، بچه ها خیلی گوشه گیر و ساکت بودند. من پیش از هرچیز به آن ها اطمینان دادم که داستانی که هر یک از آن ها در درون خود حفظ کرده است می تواند در صورت بیان از طریق نقاشی خیلی ویژه باشد. یک یا دوروز بعد آن ها کم کم به من اعتماد پیدا کرده و شروع به کار کردند. وقتی بالاخره آن احساس رهایی لازم را پیدا کردند دیگر نمی خواستند دست از کار بکشند. ما در حقیقت روزی ۱۴ ساعت کار می کردیم.»
بلکنر اولین هنرمندی است که به عنوان سفیر حسن نیت به خدمت سازمان ملل متحد درآمده است. نخستین بازده کار او در این مقام تازه ارائه بیش از ۲۰۰ نقاشی از کودکان گولو در یک نمایشگاه جمعی بوده است. سازمان ملل هم چنین راس بلکنر را به عنوان مدافع حقوق قربانیان برده فروشی و آدم ربایی معرفی کرده است. راس بلکنر که با پرپایی این نمایشگاه کوشیده است تا توجه جهانیان را به مسئله کودکانی که در جنگ ها به بردگی و سربازی گرفته می شوند جلب کند در نظر دارد تا دوباره به اوگاندا بازگردد.
او می گوید:« می خواهم به این بچه ها فنون نقاشی را یاد بدهم و به آن ها بیاموزم که چگونه به وسیله نقاشی راهی به خارج از این مصیبت ها و شرایطی که در آن به سر می برند پیدا کنند. شاید یک طراح مد را دعوت کنم که به این دختربچه ها دوخت و دوز از روی الگو را نشان بدهد شاید هم یکی از اهالی تئاتر را با خود ببرم که به آن ها برای به روی صحنه آوردن یک نمایش کمک کند. یک عکاس خوب حرفه ای می تواند به آن ها یاد بدهد که عکس بگیرند.»
بلکنر در ادامه این سخنان می گوید:« وقتی یک بچه ۱۳ ساله را می بینید که پس از نوشتن کلمه « اسلحه » با حروف درشت یک ضربدر بزرگ یا خط بطلان روی آن می کشد و وقتی که درباره آینده با این بچه ها صحبت می کنید و از آینده مملکتشان از آن ها می پرسید، می بینید که با وجود تمام مصائبی که از سر گزرانده اند هنوز هم امیدوارند.»
بیشتر نقاشی های بچه های راس بلکنر فروخته شدند. باقی مانده این آثار در چند ماه آینده در گالری های مختلف شهر نیویورک به نمایش گذاشته خواهد.